طلای زرد خوراکی!

مشتری آهسته خودش را به فروشنده سوپرمارکتی رساند و درگوشی جملاتی را زمزمه کرد، فروشنده لبخندی زد و با صدای آرام به مشتری گفت: « آره هست، صبر کن سرم خلوت شود.»

شرایط خاص روغن

مشتری آهسته خودش را به فروشنده سوپرمارکتی رساند و درگوشی جملاتی را زمزمه کرد، فروشنده لبخندی زد و با صدای آرام به مشتری گفت: « آره هست، صبر کن سرم خلوت شود.»

طلای زرد خوراکی!

مشتری آهسته خودش را به فروشنده سوپرمارکتی رساند و درگوشی جملاتی را زمزمه کرد، فروشنده لبخندی زد و با صدای آرام به مشتری گفت: « آره هست، صبر کن سرم خلوت شود.»

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *