با گذشت بیش از یک سده از امضای فرمان مشروطیت در ایران توسط مظفرالدینشاه قاجار در ۱۲۸۵، داستان مشروطیت در این مرز و بوم همچنان تازه، شنیدنی و پر رونق است و محققان و پژوهشگران بسیاری در حوزه تاریخ، علوم سیاسی و حقوق، به پژوهش و بررسی جوانب گوناگون و متنوع و گاه هنوز پنهان و نوی این واقعه مهم و سرنوشتساز تاریخ پر فرازونشیب ایران پرداختهاند و میپردازند؛ بهگونهای که میتوان مشروطیت و حواشی گوناگون آن را از پربسامدترین موضوعات پژوهشهای تاریخی، سیاسی و حقوقی دانست.
بسیاری از نزاعها و درگیریهای فکری و اندیشگی صدر مشروطیت همچنان در میان جامعه سیاسی امروز زنده است و بحث و اختلاف نظر درباره آن هنوز پایان نیافته است. هنوز هم در عرصه سیاسی و فکری کشور میتوان به روشنی صف آرایی استبدادطلبان و اعقابِ محمدعلی شاه و شیخ فضلالله نوری و اتابک و لیاخوف و شاپشال و عینالدوله و سالارالدوله و میرزا ابوالقاسم امام جمعه و موقرالسلطنه و امیر بهادر و مفاخرالملک و میر هاشم دوهچی و صنیع حضرت و… را در برابر مشروطهخواهان و اخلافِ مستشارالدوله و میرزا حسینخان سپهسالار و میرزا ملکم خان و آخوندزاده و میرزا عبدالرحیم طالبوف و آخوند خراسانی و سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی و علامه نایینی و میرزا حسن رشدیه و ملکالمتکلمین و جهانگیرخان صور اسرافیل و سید جمالالدین واعظ اصفهانی و ثقةالاسلام تبریزی و ستارخان و باقرخان و سردار اسعد بختیاری و یفرم خان و… مشاهده و نقاط اختلاف و نزاع این دو گفتمان اصلی و خردهگفتمانهای ذیل آن را به روشنی شناسایی کرد و تشخیص داد.در میان انبوه کتابها و مقالههای انتشاریافته پیرامون موضوع مشروطیت، وجه «تاریخی» آن رویداد بزرگ و رخدادهای ریز و درشتی که به نوعی وابسته و سازنده خیزش مشروطیت در ایران هستند، بهوضوح پررنگتر بوده و بیش از دیگر ابعاد به آن پرداخته شده است و گذشته از پارهای ابهامها و تردیدها و اختلافنظرهایِ همچنان باقی محققان و پژوهشگران که طبیعی مینماید، تصویر نسبتا روشنی از آن وقایع مهم تاریخی پیش روی ماست؛ اما ریشهکاوی و بررسی وجوه اندیشگی و بنیانهای فلسفی و مفهومی پدیدآورنده نظریه مشروطیت در ایران که چهبسا در شناخت دقیق و درست این نظریه، پراهمیتتر و بنیادینتر است، همچنان جای بحث و فحص فراوان دارد و سزاوار است با نظر دقت و عین عنایت در آن نگریسته شود و درباره آن بیشتر و ژرفتر تحقیق و پژوهش شود.
کتاب «بر بنِ مشروطیت» نوشته حقوقدان، سیاستمدار و استاد دانشگاه دکتر محمدشریف شاهی که بهتازگی به پیشخوان کتابفروشیها راه یافته، از دسته کتابهایی است که عهدهدار این مهم شده و با دقت و ظرافت، نظریه دولت مشروطه و سرگذشت قانون اساسی در ایران و پیشینه و مبانی فلسفی و نظری آن را بررسیده و پژوهیده است. کتاب برای شناخت مفاهیم، پایهها و بنیانهای مشروطیت و قانون اساسی در ایران و سوابق آن در فلسفه و حقوق مغربزمین، از متون محققانه و ارزشمند بوده و برای پژوهشگران، دانشجویان و دوستداران این موضوع، راهگشا و کارآمد است.
نویسنده در کتاب تلاش کرده است از نام و شکل ظاهری مشروطه و حکومت مبتنی بر قانون اساسی فراتر رفته و با سنجه مفاهیم بنیادینِ اندیشه مدرنِ مشروطیت، حکومت ایران را از منظر انطباق آن با روح و جان مشروطیت در سه دوره قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی در ترازوی نقد نهد و بررسی کند. بر این اساس، کتاب بهدرستی از «اسم» مشروطه و قانون اساسی گذشته و به «رسم» آن عطف توجه و نظر کرده است و کالبد و قشر آن را واگذاشته تا به جان و گوهر مشروطیت بپردازد و بهروشنی نشان داده است که نامها و شکلهای ظاهری تا چه حد میتواند راهزن باشد و گاه به اسم مشروطه و در لوای مشروطهخواهی و به نام قانون اساسی، چه مقدار روح و جان مشروطیت و قانون به مذبح و مسلخ میرود و گاه تا چه اندازه رُویهها و رَویّهها با پایهها و بنمایهها سر ناسازگاری و تعارض دارد.
