مراسم تحلیف چهلوششمین رئیسجمهور ایالاتمتحده بالاخره روز چهارشنبه یکم بهمنماه پس از کشوقوسهای فراوان در حالی برگزار شد که دونالد ترامپ که همچنان بر ادعای تقلب در انتخابات نوامبر اصرار میورزد، حاضر نشد در این مراسم حضور پیدا کند. در ادامه به بررسی گزیدهای از واکنشهای رسانههای خبری آمریکا به این مراسم بحثبرانگیز و آنچه در نخستین روزهای کاری جو بایدن در کاخ سفید گذشت، میپردازیم.
نیویورکتایمز در مقالهای با عنوان «پایان ترامپ میتواند آغاز آمریکا باشد» به قلم پیتر ونر سیاستمدار کهنهکاری که پیشازاین در سه دولت جمهوریخواه ریگان، بوش پدر و همچنین پسر حضورداشتهاست، تجربه چهار سال ریاستجمهوری ترامپ و بهویژه حمله اخیر هواداران او به ساختمان کنگره را بهمثابه «یک زخم روحی ملی» تعبیر میکند. در ادامه نیز به این اشاره میکند که «مراسم ادای سوگند بایدن تنها یک روز پسازآن برگزار شد که ما رکورد وحشتناک تقریباً باورنکردنی را شکستیم، 400 هزار مرگ در اثر ویروس کووید 19 که میشد جلوی تعداد قابلملاحظهای از آن را گرفت اگر هرکدام از آخرین رئیسجمهورهای پیش از ترامپ، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، بهجای او بر سرکار بودند؛ اما آسیبی که آقای ترامپ به آمریکا زد به اینجا ختم نمیشود. همچنان که ترامپ دوران ریاستجمهوری خود را به پایان میبرد، اقتصاد ما با بدترین آمار اشتغال در تاریخ معاصر آمریکا عملاً فلج شده است. آمریکاییها عصبانیتر، بیمناکتر، کماعتمادتر نسبت به یکدیگر و قطبیشدهتر از هر زمان دیگری در طول نسلهای متمادی و شاید هم از دهه 1850 تاکنون هستند. خانوادهها، دوستیها، کلیساها و دیگر جوامع درنتیجه سیاستهای وحشیانه ما ازهمگسسته و نابودشدهاند. بخش بزرگی از ملت، خود را از واقعیت موجود گسسته و ایالاتمتحده با یک بحران معرفتی دستبهگریبان است. در چشم جهانیان، در میان متحدان و دشمنان، آمریکا تحت رهبری ترامپ تبدیل به یک مضحکه شد.» به عقیده ونر اولین عاملی که شرایط را برای روی کار آمدن ترامپ و مصائب پسازآن فراهم کرد، «هسته بنیادی بهافراطکشیدهشده حزب جمهوریخواه» بود و اضافه میکند: «این حزب برای سالهای طولانی مخلوطی از محافظهکاری و پوپولیسم بوده و شالوده آن به طرز فزایندهای مرتجع و عوامگرا، نخبهگریز و ضد اصول و ساختارها شده، علم و عقلانیت را خوار شمرده و در سیاست شکایتهای مداوم و حمله به مخالفان و همچنین ترس غرقشدهاست.» در پایان نیز چنین نتیجهگیری میکند: «دونالد ترامپ قدرت را در حالی ترک میگوید که میراثی ننگآلود از خود برجای خواهدگذاشت؛ ننگ مشابهی بر پیشانی آنکسانی در حزب جمهوریخواه میخورد که از او حمایت کردند و تقویتش کردند و بسیاریشان هنوز هم در قدرت هستند. هر دو وارد مسیرهای تازهای خواهند شد. آقای ترامپ، خوار و خفیف، منزوی و درحالیکه ازنظر سیاسی مناقشهبرانگیز دیدهشده و از او اجتناب میشود، به عمارت مار-ئه-لاگو در فلوریدا میرود و بیشتر محتمل است که حزبش را از هم بپاشاند تا اینکه بخواهد دوباره آن را رهبری کند. حزب جمهوریخواه هم با شکاف داخلی عمیق، تقلای فراوان برای بازسازی و بازنمایی خود و یک آینده بسیار نامعلوم مواجه خواهد شد. رئیسجمهور جدید، ملتی با مشکلات بیشتر، ضعیفتر، عصبانیتر، ازهمگسیختهتر و خشنتر از هر زمان دیگری را تا آنجا که مردمان کنونی در یاد دارند، به ارث میبرد؛ اما اگر خوشاقبال و عاقل باشیم، کاری خواهیم کرد که تأثیرات مخرب سالهای در قدرت بودن ترامپ خود تسریعکننده آن باشد که بار دیگر خودمان را وقف آن ایدهآل-هایی کنیم که زمانی در زندگی اجتماعیمان گرامی میداشتیم اما در دوران ترامپ کنار گذاشته بودیم: احترام و صداقت، شفقت و نجابت و همچنین شایستهسالاری سنتی. آمریکا ازهمگسسته اما تنبیه و تزکیه هم شده و احتمالاً آماده است که دوباره به پا خیزد. اگر چنین شود یا وقتی چنین شود، پسازآن خواهد بود که اشکهای بسیاری ریخته شده و قلبهای بسیاری هم شکسته است.»
