شکاف حکمرانی در آستانه قرن نو

حکمرانی از محورهای کلیدی گفتمان توسعه و بن‌مایه راهبرد توسعه است. جای شگفتی نیست که حکمرانی، به مثابه یک اصطلاح، به ویژه در دو دهه گذشته پیشرفت معنایی داشته و از گمنامی درآمده و امروزه کاربردهای بنیادینی پیدا کرده است. با این حال، پرداختن به مسئله حکمرانی چه از جنبه نظری و چه از منظر تحلیلِ شاخص‌های حکمرانی در ایران، پیشرفت چندانی نداشته است.

حکمرانی از محورهای کلیدی گفتمان توسعه و بن‌مایه راهبرد توسعه است. جای شگفتی نیست که حکمرانی، به مثابه یک اصطلاح، به ویژه در دو دهه گذشته پیشرفت معنایی داشته و از گمنامی درآمده و امروزه کاربردهای بنیادینی پیدا کرده است. با این حال، پرداختن به مسئله حکمرانی چه از جنبه نظری و چه از منظر تحلیلِ شاخص‌های حکمرانی در ایران، پیشرفت چندانی نداشته است.

همان‌گونه که پیشتر در جایی نوشتم، حکمرانی برابر با دولت و حکومت نیست. سردرگمی در این باره پیامدهای ناگوار به همراه دارد. در واقع، حکمرانی بخشی از حکومت است که درباره چگونگی تعامل دولت‌ها و دیگر سازمان‌های اجتماعی، چگونگی ارتباط آنها با شهروندان و چگونگی تصمیم‌گیری در یک دنیای پیچیده کندوکاو می‌کند. بنابراین، حکمرانی فرآیندی است که به موجب آن جوامع و یا سازمان‌ها، تصمیم‌های مهم خود را اتخاذ کرده و آنها را در روند کنش‌های خود به کار می‌بندند. هرچند، آشناترین نمونهِ حکمرانی، همان حکومتی است که کشوری را اداره می‌کند، و همچنین ادارات و گروه‌هایی که امنیت و کارآمدی آن را تضمین می‌کنند. اما این تنها دولت‌ها نیستند که اداره می‌شوند.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *