به گزارش خبرنگار سرویس جامعه خبرگزاری آنا، دهههای پیش از انقلاب، آموزش در ایران یک امتیاز طبقاتی بود که عمدتاً در اختیار ساکنان شهرهای بزرگ قرار داشت. در سال ۱۳۵۵، نرخ باسوادی در کشور تنها ۴۷.۵ درصد بود؛ یعنی بیش از نیمی از ملت در بنبست بیسوادی گرفتار بودند. اما با طلوع انقلاب، سرمایهگذاری بر روی مردم به اولویت اول تبدیل شد. برآوردهای مرکز آمار در سال ۱۴۰۳ نشان میدهد این نرخ به ۹۰.۹ درصد جهش یافته است. نکته استراتژیک این تحول، تمرکز بر جامعه مولد (بازه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال) است که نرخ باسوادی در آن به عدد خیرهکننده ۹۷ درصد رسیده است؛ موفقیتی که زیربنای جهشهای علمی و فناوری کشور در دهههای اخیر محسوب میشود.
تخریب دیوارهای جنسیتی و منطقهای
یکی از بزرگترین لکههای سیاه در کارنامه آموزشی پیش از انقلاب، محرومیت سیستماتیک زنان و روستاییان از تحصیل بود. در دهه ۵۰، شکاف باسوادی میان زن و مرد بیش از ۲۳ درصد بود که امروز با یک رویکرد عدالتمحور، این فاصله به ۶.۳ درصد تقلیل یافته است. این یعنی انقلاب سواد بیش از هر چیز، انقلابی برای کرامت زنان ایرانی بوده است. همین الگو در حوزه عدالت جغرافیایی نیز تکرار شد؛ جایی که شکاف باسوادی میان شهر و روستا از حدود ۳۵ درصد در سال ۱۳۵۵ به ۸.۸ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده است.
