تاریخ سیاسی معاصر ایران پر است از چهرههایی که در عین تأثیرگذاری و اهمیت بسیاری که در رویدادهای تاریخی داشتند، کمتر به آنها توجه شده است و بررسی زندگی آنها شاید بخشی از پازل تحلیل تاریخی ما برای رسیدن به تعاریف جدید و منطقیتر از تاریخ به عنوان یک تحقیق تخصصی باشد. محمد حنیفنژاد یکی از این شخصیتهاست که از او به عنوان مؤسس سازمان مجاهدین خلق یاد میشود. سازمانی که در ابتدا روندی مبتنی بر مبارزه با زیربنای اسلامی علیه سرمایهداری، امپریالیسم جهانی و دیکتاتوری شاه را آغاز کرد، پس از اعدام حنیفنژاد به عنوان هسته اولیه سازمان و ورود تقی شهرام به مرکزیت آن طیف مذهبی سازمان به حاشیه رفت.
پس از اعدام چهرههای مذهبی سازمان مجاهدین، این سازمان به بیراههای رفت که نتیجهای جز خیانت به کشور و جنایت در حق ملت ایران نداشت. محمد حنیفنژاد در سال 1317 در خانوادهای که از ثروت و مکنت چندان بهرهای نبرده بودند در تبریز متولد شد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس فردوس و منصور تبریز گذراند. از همان دوران نوجوانی و جوانی به فعالیتهای سیاسی و اجتماعی روی آورد. در اوج دوران نهضت ملیکردن صنعت نفت و مبارزات ضداستعماری محمد مصدق به این نهضت پیوست و در عین حال تلاش میکرد به طبقات و اقشار تهیدست جامعه نزدیک باشد. فعالیتهای او علیه رژیم شاهنشاهی در دوران موسوم به انقلاب سفید افزایش پیدا کرد. به همین علت دستگیر و راهی زندان شد. او چندین ماه را در زندانهای قزلقلعه و قصر گذرانید. در آنجا بود که با آیتالله طالقانی آشنا شد. تقریبا در همان زمان بود که برداشتهای سیاسی و ایدئولوژیک جدیدش را به روی کاغذ آورد و تلاش کرد مواضع فکریاش را تئوریزه کند. او پس از فراغت از تحصیل در سال 1342 به سربازی رفت و در آنجا با نظم و نسق نظامی آشنا شد و تحت تأثیر آن قرار گرفت و درست در همین مقطع بود که به مطالعه درباره مسائل نظامی علاقهمند شد. دغدغه ذهنی او در این دوران بیشتر حول محور جنبشهای ضدحکومتی میچرخید. او به مطالعه درباره احزاب سیاسی و چندوچون فعالیتشان و همچنین دلایل شکست آنها در تاریخ معاصر ایران پرداخت. حنیفنژاد در نتیجه مطالعات خود به این باور رسیده بود که دلیل اصلی شکست مبارزات گذشته علیه حاکمیت، فقر رهبری است؛ رهبری که مسلط به علم مبارزه و نظریات انقلابی و آماده عمل باشد. او با توجه به تجربه حوادث منتهی به قیام 15 خرداد به این نتیجه رسیده بود که جریانات رفرمیستی به جایی نخواهد رسید و چاره کار درپیشگرفتن مسیر مبارزه انقلابی است. حنیفنژاد که در اصل از نیروهای جوان نهضت آزادی بود، با توجه به رویکرد نهضت آزادی و روش مبارزه آنها موفق به ادامه همکاری با آنها نشد و به معنای دقیق کلمه، به این باور رسیده بود که برای مبارزه با استبداد شاهنشاهی راهی جز مبارزه مسلحانه باقی نمانده است و حکومت شاه اصلاحپذیر نیست. او میگفت کشتار مردم در قیام 15 خرداد 1342 که دست خالی بودند، نشان داد نمیشود با شیوههای گذشته به مبارزه ادامه داد. این باور انقلابی حنیفنژاد، به تشکیل گروهی منجر شد که نام سازمان مجاهدین خلق را یدک میکشید. در واقع، برای اولینبار محمد حنیفنژاد، سعید محسن و اصغر بدیعزادگان بودند که در شهریور 1344 هسته اولیه سازمان را بنیان گذاشتند؛ سازمانی که بعدا در جریان مبارزات انقلابی مردم ایران به انحراف کشیده شد. انحرافی که در نهایت با آغاز جنگ ایران و عراق و کمکهای سازمان به عراق در هشت سال جنگ تحمیلی، به حد نهایت رسید و همچون میخی بر تابوت این جریان ورشکسته سیاسی زده شد. به مناسبت چهل و نهمین سالگرد اعدام حنیف نژاد با محمد غرضی از دوستان و همراهان او در دهه چهل گفتوگو کردیم که مشروح آن را میخوانید.
