انتخابات 28 خرداد 1400 با همه حواشی و حرفوحدیثها برگزار شد. جدای از نتیجه این انتخابات در این مقاله قصد داریم به اهمیت انتخابات در نظامهای دموکراتیک بپردازیم. بیشک این مسئله در کانون توجه کنشگران، تحلیلگران و بخش چشمگیری از طبقه متوسط ایران در دهه نخست قرن تازه قرار خواهد گرفت. زمستان گذشته ترجمه کتابهای «پسرفت دموکراسی» و «گذارهای دموکراتیک» را که پژوهشهایی ژرف درباره چرایی رکود دموکراسی و چگونگی گذارهای موفق دموکراسی هستند و توسط جمعی از دانشمندان علوم سیاسی نوشته شده، تمام کردم و انتشارات نگاه معاصر آن را منتشر کرد.
پیش از آن نیز کتاب «آینده دموکراسی» را ترجمه کردم تا با انتشار این سهگانه، راهنمای کاربردی برای کنشگران سیاسی و مدنی فراهم بیاورم. از مجموعه این کتابها که بر پایه پژوهشهای تجربی و گفتوگو با رهبران سیاسی و مدنی در نقاط مختلف جهان است، باید درسهای مرتبط با وضعیت خودمان را بگیریم. در انتخابات امسال در جبهه اصلاحطلبان و جریانهای همسو با آنها، شکاف معنایی و هویتی درباره شرکت یا عدم مشارکت در انتخابات و چالشهای مشابه شکل گرفت که پیشینهای تاریخی دارد. تلاش میکنم بر پایه وجوه مشترکِ تحلیلهایی که نویسندگان و پژوهشگران در پاسخ به این ابهامها، چالشها و نگرانیها داشتهاند، گزارههایی را بیان کنم که چهارچوبی برای مطالعات و نقد و نظرهای آینده باشد.
