از زمانی که طالبان دوباره افغانستان را تصرف کرد، پرسشی که در بسیاری از رسانههای غربی مطرح شده این بوده است که «چه بر سر زنان افغانستان خواهد آمد»؟ بدون شک، این دغدغۀ مهمی است و شایسته است که جامعۀ بینالملل به آن توجه ویژه داشته باشد. طالبان تا همینجای کار هم محدودیتهای بسیاری را علیه زنان وضع کرده است. بااینوجود، به نظر میرسد بخش بزرگی از پوشش رسانههای غربی قصد دارد این ایده را قوت ببخشد که دخالت نظامی ایالاتمتحده به گسترش حقوق زنان افغان کمک کرده است و درعینحال میکوشد تأثیراتی را که سالها خشونت و فساد برآمده از این نظامیگری بر زندگی این زنان داشته است، پاک کند.
این شیوه از روایت اخبار، شبیه فراخوانهای مشابهی است که پس از حملات 11 سپتامبر از سوی بسیاری از آمریکاییها به نیابت از زنان افغان مطرح میشد. هماکنون نیز صاحبنظران میپرسند که آیا بایدن، ایالاتمتحده و همپیمانانش در ناتو، افغانستان و زنان این کشور را خیلی زود به حال خود رها کردند؟
بهعنوان پژوهشگران زن افغان-آمریکایی، نگرانی ما این است که چنین گفتمانی زنان افغان را قربانیانی که محتاج نجات هستند، جلوه دهد و این تصور را ایجاد کند که تمام زنان تجربۀ مشابهی از زندگی در افغانستان دارند بدون اینکه کنشگری و مقاومت سیاسی آنها را مدنظر قرار دهند.
پژوهشها، کنشگریها و تجارب ما نشان داده است که هم در طول تاریخ و هم در حال حاضر، طیف گستردهای از گروهها به رهبری زنان افغان برای حقوق بشر در این کشور مبارزه کرده و میکنند.
