از جمله پایههای اساسی گام دوم انقلاب در حوزه سیاست خارجی ایران دو محور دیپلماسی و مقاومت است که بخشهای راهبردی جمهوری اسلامی یا به عبارتی محور اصلی نظام انقلابی به شمار میآیند. آنچه که جمهوری اسلامی ایران در استفاده همزمان از آنها توانست تحولات و معادلات منطقهای و بین المللی را به نحوی مدیریت کند که این سیاست در حوزه بینالملل به عنوان الگو نیز مطرح میشود. ایران در پیوند دیپلماسی و مقاومت با هدف برقراری ثبات و آرامش در مبارزه با تروریسم به گونهای عمل کرد که نقش تأثیرگذار جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تروریسم در منطقه کتمانناپذیر است. استراتژی که از دوران انقلاب، زمان جنگ با عراق و تا به امروز در خدمت سیاست خارجی کشورمان بوده و نقش و ایدههای افرادی چون سردار شهید حاج قاسم سلیمانی را نمیتوان در شکلگیری و تأثیرگذاری در آن نادیده گرفت.
شخصیتی که در برابر دشمنان منطقهای و فرامنطقهای با این رویکرد ایستادگی کرد و معادلات منطقهای و جهانی را با شیوه خاص خود پیش برد. این معمار محور مقاومت در سالهای پیش از شهادتش که عدهای بر دیپلماسی و ارتباط با دیگر کشورها بسیار تأکید داشتند و گروهی دیگر نیز بر مقاومت مطلق در برابر دشمنان اصرار میورزیدند، با مدیریت و استفاده همزمان از این دو محور دیپلماسی و مقاومت از جامعه مسلمانان مراقبت کرد و حالا با گذشت دو سال از شهادتش سیاست خارجی ایران همچنان در برخورد با بحرانهای مختلف از این الگو بهره میجوید. به عبارتی این میراث سردار سلیمانی و علمکرد او در نیروی قدس سپاه پاسداران در سه سطح ملی، منطقهای و بینالمللی باعث تقویت و بالا بردن اعتبار و توان بین المللی جمهوری اسلامی ایران شد و به گفته کارشناسان و تحلیلگران عرصه بینالملل نهتنها برای حل بحرانهایی مانند سوریه، عراق، یمن و… به کار گرفته میشود، بلکه با توسعه جنبشها و تربیت نیروهای مقاومت در سطح فرامنطقه توانست به عنوان یک استراتژی برجسته جهانی مطرح شود.
