به محض بیرون آمدن از فرودگاه تل آویو توسط نیروهای امنیتی اسرائیلی دوره شدیم

تا به حال در زندگی‌ام بارانی به این شدت که در بیرون فرودگاه بن گوریون دیدم ندیده بودم. بارانش جوری بود که اصلا چتر جلویش جواب نمی داد چونکه هر قطره اش عین سوزن، هر مانعی را سوراخ می کرد. دنبال یک جایی در بیرون فرودگاه می گشتیم که تا «یاکوف» ماشینش را از پارکینگ بیاورد، از باران در امان باشیم. بعد از چند لحظه فهمیدیم که بین آدمهای امنیتی اسرائیلی ایستاده ایم. یکی شان شروع کرد با عربی شکسته سؤال کردن.
سه شنبه 11 فروردين 1394 19:03 ساعت
تا به حال در زندگی‌ام بارانی به این شدت که در بیرون فرودگاه بن گوریون دیدم ندیده بودم. بارانش جوری بود که اصلا چتر جلویش جواب نمی داد چونکه هر قطره اش عین سوزن، هر مانعی را سوراخ می کرد. دنبال یک جایی در بیرون فرودگاه می گشتیم که تا «یاکوف» ماشینش را از پارکینگ بیاورد، از باران در امان باشیم. بعد از چند لحظه فهمیدیم که بین آدمهای امنیتی اسرائیلی ایستاده ایم. یکی شان شروع کرد با عربی شکسته سؤال کردن.
گروه بین‌الملل رجانیوز: آنچه می خوانیم، ترجمه کتاب «اسرائیلی که من دیدم» نوشته عاطف حزّین است. این نویسنده مصری در اواخر دهه 90 میلادی سفری به سرزمین ها اشغالی داشته و خاطراتش را از این سفر به شکل کتاب منتشر کرده است. در سه قسمت قبلی این خاطرات، چگونگی مأموریت یافتن حزّین برای این سفر و همچنین برخی خاطرات او از کودکی اش و آوارگی در جنگ 1967 مصر و اسرائیل و بازجویی طولانی و عجیب از وی توسط اسرائیلی ها در فرودگاه قاهره را خواندیم. با هم قسمت چهارم این ترجمه را می خوانیم:
حدود یک ساعت در بین ابرها بودیم. بعد از آن بود که میزان نور داخل هواپیما کم شد و همزمان بلندگوی هواپیما، با صدای یک خانم سرماخورده، به زبان انگلیسی اعلام کرد: هم اکنون به فرودگاه بن گوریون نزدیک می شویم. لطفا کمربندهای خود را بسته و صندلی ها را در حالت عمودی قرار داده و از استعمال دخانیات پرهیز کنید.

منبع  : رجا نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *