زانیار ابراهیمی
د را همچون یک روایت ادبی منسجم در نظر بگیرد. در این روایت، مسیح افزون بر اینکه پیامبر یا آموزگاری اخلاقی باشد، خود خداست که وارد داستان شده است. از همین نقطه، پرسش اصلی کتاب شکل میگیرد: چرا خدایی که در عهد عتیق وعدهی نجات قوم اسرائیل را داده بود، در عهد جدید به صورت انسانی رنجکشیده و محکوم به مرگ ظاهر میشود؟ پاسخ نویسنده البته معمول نیست. به بیان وی، در روایت کتاب مقدس، خدا با نوعی بحران روبهرو شده است؛ بحرانی که از ناتوانی او در تحقق وعدههای پیشینش سرچشمه میگیرد. در نگاه او، ظهور مسیح تلاشی برای حل همین بحران است. خدا این بار سرنوشت انسانها را برای خود میخواهد و از رنج، شکست و مرگ آنان سخن میگوید. در نتیجه، مفاهیمی مانند پیروزی، نجات و قدرت معنایی کاملا متفاوت پیدا میکنند. جذابیت اصلی کتاب در همین بازخوانی نامتعارف نهفته است. نویسنده بسیاری از صحنههای آشنای انجیل را از زاویهای تازه مینگرد که باعث شده است کتاب به اثری در مرز میان نقد ادبی، فلسفهی دین و الهیات تبدیل شود. خواننده حتی اگر با نتیجهگیریهای نویسنده موافق نباشد، ناچار میشود دربارهی مفاهیمی چون عدالت الهی، رستگاری، قربانی و رابطهی خدا و انسان دوباره بیندیشد.
کتاب مسیح
مترجم:
