«خورخشیت ی روشن ادْ پور ماهی برازاگ»
خورشید روشن و بدر برازنده
«روژند ادْ برازند از تنواری اوی درخت»
روشنی دهند و برازندگی کنند از تنه ی درخت
«مروانی بامیوان اوی وازند شادی ها»
مرغان روشندل سحری سخن گویند از روی شادی
«وازند کبوتر ادْ فرشه مروی وسپ گونک»
سخن سرکنند کبوتران و طاوسان و همه گونه مرغان
«سراویند ادْ آواژند … ی کنیکان»
سرود گویند و آواز برکشند … دختران
«بستایند هماک تنواری اوی درخت»
بستایند همگی پیکر آن درخت را.
