سه شنبه 16 شهريور 1395 14:33 ساعت

به هر شکلي متوسل مي شد شهادت قسمتش شود. در نيمه هاي شب خيلي زود براي نماز شب بيدار مي شد.من ساعت را کوک مي کردم. قبل از آن يکي دو ساعت زودتر بيدار مي شد. مي گفتم چه خبر است بخواب که فردا مي خواهي بروي سرکار، خسته اي. مي گفت: خدا گدا می خواهد و من باید گیرهایم را برطرف کنم . تا خداوند توفیق خدمت خالصانه و رزق شهادت را نصیب من کند. گاهی اوقات با صداي گريه ايشان بيدار مي شدم.
گروه حماسه و مقاومت رجانیوز – کبری خدابخش: وقتی شهید شد بر روی پلاکاردها نوشتند: “سردار بیادعا و سرباز ولایت سیدحمید طباطباییمهر به فراق پایان داد!” همان فراقی که همسرش میگوید بارها این جمله را به زبان میآورد که زمان جنگ هم به خاطر تو سرم کلاه رفت! سید نزدیک بازنشستگی اش بود و می توانست مثل خیلی ها بازنشسته شود و یک گوشه آرام و دنج پیدا کند و به ادامه زندگی اش بپردازد. اما او انگار دلش هوایی شده بود به خصوص سالها و ماه ها و روزهای آخر و باعث شد از همه چیز دل بکند و برای رضای پروردگارش هجرت کند.
التماسهای او برای شهادت در قنوت نماز شب زمانی برآورده شد که سیدحمید محاسنش سپید شده بود و ديگر وقت بازنشستگي و استراحتش فرارسیده بود. ميتوانست بازنشست شود و پاداش بازنشستگياش را بگيرد و برود و گوشهاي به زندگياش برسد اما او مرد خدا بود، هجرت و دلکندن از علقهها، خصلت مردان خداست حتي اگر بهاي اين هجرت به سوي خدا به سنگيني دل کندن از همسر و سه فرزند برومند باشد.
سرداربی ادعااااسید عزیز
زیبا و عالی بود
احسنت به رجانیوز که یادشهدارازنده نگه داشته است
رضی الله عنه
طبب الله قلمکم
شهدارفتند و ماماندیم
عالی بود
خوشابه حالش
