چتری برای آفتاب 1387

دکتر شفیع پس از مرگ همسرش به زادگاه خود برمی‌گردد. او که مانع رفتن همسرش به حرم امام رضا (ع) شده بود حالا دچار عذاب وجدان شده است و هنوز هم به مسایل معنوی و دعا و توسل هیچ اعتقادی ندارد. خشکسالی اهالی روستا را به تنگنا رسانده و آنها قصد دارند نذری بپزند و دعای باران بخوانند. روز دعا آنها دکتر را دل سوخته‌تر می‌یابند و از او می‌خواهند به امامزاده برود و دعا کند. دکتر متحول می‌شود و باران همه جا را سیراب می‌کند

دکتر شفیع پس از مرگ همسرش به زادگاه خود برمی‌گردد. او که مانع رفتن همسرش به حرم امام رضا (ع) شده بود حالا دچار عذاب وجدان شده است و هنوز هم به مسایل معنوی و دعا و توسل هیچ اعتقادی ندارد. خشکسالی اهالی روستا را به تنگنا رسانده و آنها قصد دارند نذری بپزند و دعای باران بخوانند. روز دعا آنها دکتر را دل سوخته‌تر می‌یابند و از او می‌خواهند به امامزاده برود و دعا کند. دکتر متحول می‌شود و باران همه جا را سیراب می‌کند

منبع  : دایره المعارف فیلم های ایرانی ( سون آرت پدیا )

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *