کتاب اخلاقیات میکادو

مترجم:

مینا رحیمی
یک آپارتمان، زوجی را تشکیل می‌دهند که در یک تختخواب می‌خوابند. پشت در بستۀ یک اتاق است که توحش چهرۀ عشق و نیکی به خود می‌گیرد، در کادری بی‌نظیر، آپارتمانی مملو از کتاب، عکس و خاطراتی انباشته‌شده در طول یک زندگی دونفره است که مرد محترم هشتادساله‌ای همسرش را با بالش خفه می‌کند.

«صدای گریه‌کردن‌تان را زیاد می‌شنیدم، صدای فریادهای گوش‌خراش می‌شنیدم، می‌دانستم با شما مهربان نبودند» این‌ها را در حالی می‌گوید که تکه‌نانی در دهان دارد – سی سال بعد در مهمانی هنری‌ای با او برخورد کردم – لبخندزنان نمی‌دانم چه جوابی بدهم، با ملایمت خاطره‌ای که دیگر تحت تأثیرم قرار نمی‌دهد، خاطرۀ سری که سه بار پشت هم به لبۀ وان کوبیده شده، چیزی در مورد شوپن می‌گویم؛ چرا که آن در کد مجهول هرگز زنگ در را نزد، هرگز حتی به‌صورت ناشناس با پلیس تماس نگرفت تا این کلمات ساده را بگوید: «یک کودک کتک خورده است.»

منبع  : ایران کتاب

اشتراک‌گذاری