
محاصره دریایی، به عنوان یکی از ابزارهای کلاسیک جنگ دریایی، این روزها دوباره در خلیج فارس احیا شده است. آمریکا با تکیه بر حضور سنگین نظامی خود ادعا میکند میتواند تردد بنادر ایران را کنترل کند، اما واقعیتهای جغرافیایی تنگه هرمز، قابلیتهای نامتقارن ایران و الزامات حقوق بشردوستانه سنرمو، این اقدام را به یک سناریوی پیچیده و پرریسک تبدیل کرده که پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن فراتر از منطقه خواهد بود.
با تشدید تنشهای ایران و آمریکا در آوریل ۲۰۲۶ و اعلام رسمی آغاز محاصره دریایی توسط فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) از ۱۳ آوریل، بحث درباره قابلیت و پیامدهای این اقدام بار دیگر به مرکز توجه محافل سیاسی و رسانهای تبدیل شده است.
این محاصره نه صرفاً یک عملیات نظامی تاکتیکی، بلکه ابزاری راهبردی است که میتواند توازن قدرت در خلیج فارس و دریای عمان را تحت تأثیر قرار دهد. در ادامه با نگاهی تحلیلی و مبتنی بر واقعیتهای حقوقی، نظامی و ژئوپلیتیک، به بررسی این موضوع میپردازیم.
