
اقتصاد ۲۴- از زمانی که اعتراضات در ایران شیب تندی گرفت و نام خاندان پهلوی، بهویژه رضا پهلوی، بار دیگر در میان برخی گروهها مطرح شد، رفتار هواداران این جریان بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. بررسی ویژگیهای ثابت این گروه نشان میدهد که آنها نه تنها تحمل مخالف ندارند، بلکه هرگونه تحلیل انتقادی نسبت به شاهزاده رضا پهلوی را با فحاشی پاسخ میدهند و در مواردی فراتر رفته و به تهدید و ارعاب عملی متوسل میشوند.
ویدیوهای منتشر شده از این جریان نشان میدهد که صاحبان کسبوکار در خارج از کشور تحت فشار قرار گرفتهاند تا پرچم تاریخی شیر و خورشید را نصب کنند و در غیر این صورت با رسوایی عمومی و محدودیت در ادامه فعالیت اقتصادی روبهرو شوند. این رفتار، تصویری از دگماتیسم و سرکوب در قلب اپوزیسیون ایرانی ارائه میدهد و پرسشهای جدی درباره آزادی بیان، مدارا و ظرفیت سیاسی جامعه برای مواجهه با نقد صریح مطرح میکند.
در چنین فضایی، اظهارات محسن نامجو که نقدی صریح و گزنده به عملکرد و رفتار هواداران رضا پهلوی دارد، نه تنها بازتاب گستردهای یافت، بلکه نشان داد که شکاف میان شعارهای دموکراسی و رفتار واقعی این جریان تا چه حد عمیق است. او میگوید: «چیزی که در این چند سال پیش میرود، انگار که یک نفر به این آقا مأموریت میدهد که تو فقط تفرقه بینداز. این دو قطبی بودن دارد ما را بدبخت میکند؛ این فحاشیها دارد ما را بدبخت میکند. هیچ کدام به حرف همدیگر گوش نمیدهیم. کشتار را مصادره میکنیم؛ اینها به خاطر آرمانهای ما مردند. خون دادند؛ تو چه چیزی دادی؟ اصلا شما چه چیزی دارید راجع به وطن جلوی آن جوانها بگویید؟! شما را به خدا دست از سر این تاریخ بردارید؛ این بابا هیچ چیزی بلد نیست.»
