مردم قدیم میگفتند: بازار اگر نفس بکشد، شهر زنده است؛ میگفتند صدای گاریها یعنی گردشِ نان، یعنی هنوز زندگی در راسته ها جریان دارد و امروز در روزهای آخر زمستان، درست وقتی که آفتاب هنوز از پشت طاقهای قیصریه پایین نیامده، همان صدا دوباره بر سنگ فرشها می پیچد؛ صدایی که دیگر فقط خبر از داد وستد نمی دهد، بلکه وزنِ معیشتی راحمل می کند که بر شانه های شهر سنگین تر از همیشه نشسته است.
