
داستان اقای راستی بوده که با رقیب چپیاش دشمنی دیرینه دارد و تصمیم میگیرد مثل قدیم برایش پاپوش درست کند و همسرش و رقیبش هم وارد داستان میشوند. این دو رقیب با ورود یک زن غریبه به زندگیشان دچار تحولی عظیم میگردند و متوجه میشن باید متحد شوند، وقتی حاجاقا باخبر میشه وارد ماجرایی میشوند که اتفاقات طنز تلخ و شیرینی را برایشان رقم میزند.
