برچسب جواد حصاری

بی عاطفه 1404

سریال «بی‌عاطفه»، داستان آشنای اختلاف کهنه و دیرینه‌ی دو برادر، کامران و بهرام، است که در طی سال‌ها حل‌نشده باقی مانده و مانند سدی در مقابل عشق شکل‌گرفته میان فرزندان آن‌ها قرار می‌گیرد. عاطفه و علی که سال‌ها از هم خبر نداشتند، در اینستاگرام یکدیگر را پیدا می‌کنند و همین موضوع سبب شکل گرفتن ارتباط بیشتر و علاقه بین آن‌ها می‌شود؛ دقیقا جایی که درام شکل‌ می‌گیرد و مخاطب را با خود همراه می‌کند. نفرت حاصل از اختلاف قدیمی دو برادر بر سر ملکی موروثی از یک طرف، و عشق شکل‌گرفته میان نسل بعدی خانواده از طرفی دیگر، همان موضوع آشنای تقابل عشق و نفرت است ....

کج پیله 1404

فیلم کج پیله روایتگر زندگی سیما ثروتی، بازیگر مشهور سینماست که به همسر خود مشکوک می‌شود و باور دارد تمام مشکلات زندگی از مردها سرچشمه می‌گیرد، اما یک اتفاق غیرمنتظره همه چیز را تغییر می‌دهد و او را در موقعیتی باورنکردنی قرار می‌دهد

آریاشهر دو نفر 1403

داستان این فیلم حول محور دو غریبه به نام خرداد و بهرام است یک کیف پر از دلار پیدا می‌کنند و پس از این اتفاق با چالش‌های زیادی روبرو می‌شوند.

سودابه 1398

فیلم سودابه، داستان مهرداد است که با سودابه، خواهر دوست و همکارش سیامک ازدواج می‌کند و او را به خانه قدیمی‌شان می‌برد تا در کنار مادرش زندگی کنند، در این همزیستی آنها با اتفاقات غریبی روبه رو می‌شوند.

مرزهای بی پایان 1401

احمد یک معلم تبعیدی است که در یک روستای فقیرنشین کوچک با قومیت بلوچ در امتداد مرز ایران با افغانستان زندگی می کند. او با خانواده ای از پناهندگان غیرقانونی هزاره آشنا می شود که از خطر فوری به قدرت رسیدن طالبان می گریزند. اندکی بعد احمد متوجه می شود که تعصبات بر همه زندگی آنها دیکته میشود و دیدگاه او در مورد درست و نادرست به شدت تغییر می کند.

بی نامی 1395

این فیلم روایتگر داستان زن و شوهری است که سال‌ها پیش دانشجوی تئاتر بودند و با هم ازدواج می‌کنند و در یک کافی شاپ مشغول به کار می‌شوند، اما بر حسب اتفاق یکی از همکاران آنها گم می‌شود. قهرمان قصه به بهانه یافتن او به دنبال خود نیز در گذشته می‌گردد و سعی می‌کند از یک بحران خارج شود.

جوجه تیغی 1399

جوجه تیغی , ماجرایی طنز از زندگی ناخواسته‌ی یک جوان متعصب‌ را روایت می‌کند که پیشنهادی عجیب، گذشته و آینده‌‌ او را تحت تاثیر قرار می‌دهد …

چپ راست 1398

داستان اقای راستی بوده که با رقیب چپی‌اش دشمنی دیرینه دارد و تصمیم می‌گیرد مثل قدیم برایش پاپوش درست کند و همسرش و رقیبش هم وارد داستان می‌شوند. این دو رقیب با ورود یک زن غریبه به زندگیشان دچار تحولی عظیم می‌گردند و متوجه میشن باید متحد شوند، وقتی حاج‌اقا باخبر میشه وارد ماجرایی می‌شوند که اتفاقات طنز تلخ و شیرینی را برایشان رقم میزند.