همه ما از مکتب حاج قاسم صحبت میکنیم؛ از اینکه این مکتب تربیتکننده مردان و زنان انقلابی است، این مکتب، مکتب بصیرت است. جوهرهاش صداقت و اخلاص است و عکسها و فیلمهایی که این روزها پیاپی منتشر میشود. مکتب حاج قاسم کدام است؟ اصول و مبنای آن چیست؟ یکی از راههایی که میتواند شناخت عمیقتری از این مکتب، همچنین شخصیت و ابعاد وجودی سردار حاج قاسم سلیمانی برای ما ترسیم کند، دقیقشدن در وصیتنامه ایشان است که با فرازهایی جامع، نوع جهانبینی این مرد بزرگ را نشان میدهد. وصیتنامه با فرازهای عاشقانه او با خدا آغاز میشود و نعمتهایی را شاکر است که متحیر میشویم.
از جاماندگیاش بیقرار است و بارها تأکید میکند جز تو و دیدار تو را نمیخواهم. در ادامه با خواهران و برادران مجاهد عالم، با مردم ایران، با کرمانیها صحبت میکند. از سیاسیون کشور میخواهد احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بدانند، از خانواده شهدا میخواهد او را حلال کنند اگر نتوانسته حق فرزندان آنان را ادا کند. از همه حتی مراجع تقلید میخواهد ولایت فقیه را تنها نگذارند و از همه، همسایگان، دوستان و همکاران طلب بخشش میکند. به بهانه دومین سالگرد شهادت حاجقاسم سلیمانی به سراغ محسن نصری، عضو هیئت علمی و استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان رفتهایم تا دنیای معرفت و بصیرت این بزرگ مرد را در وصیت نامهاش بررسی کنیم. عضو هیئت علمی و استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان، وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی را منشوری میداند که سه ضلع اصلی دارد؛ «ضلع اصلی این منشور، اسلام با محوریت قرآن، عترت و عشق به اهلبیت(ع) است. ضلع دیگر، نظام جمهوری اسلامی ایران در عصر غیبت و ولایت فقیه است که هم به مردم و هم به مراجع معظم تقلید توصیه و سفارش به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه دارد و ضلع سوم مجاهدت با وحدت برای خدمت به مردم است. این سه ضلع اصلی در منشور، در مکتب، در مرام، در عملکرد و در وصیتنامه حاج قاسم وجود داشته است.»
