فرار به موریس برای جان به در بردن از تلافی زخم خوردگان

قزاق در دوران حاکمیت خویش و به دلیل استفاده از شیوه‌های زورمدارانه، دشمنان فراوان داشت. آنان خود را برای روز مبادا مهیا ساخته و درصدد ستاندن انتقام از وی بودند. به باور تحلیلگران یکی از عوامل خروج سریع رضاخان از کشور، در امان ماندن از تلافی دشمنان به ویژه اقوامی بود که بخش مهمی از آن‌ها کشته یا تخت قاپو شده بودند. همچنین پناه‌بردن به منطقه‌ای دور و آفریقایی نیز به همین منظور انجام پذیرفت

قزاق در دوران حاکمیت خویش و به دلیل استفاده از شیوه‌های زورمدارانه، دشمنان فراوان داشت. آنان خود را برای روز مبادا مهیا ساخته و درصدد ستاندن انتقام از وی بودند. به باور تحلیلگران یکی از عوامل خروج سریع رضاخان از کشور، در امان ماندن از تلافی دشمنان به ویژه اقوامی بود که بخش مهمی از آن‌ها کشته یا تخت قاپو شده بودند. همچنین پناه‌بردن به منطقه‌ای دور و آفریقایی نیز به همین منظور انجام پذیرفت

جوان آنلاین: سالمرگ رضاخان پایه‌گذار سلسله پهلوی، فرصتی مغتنم است که در باب آغاز و انجام حیات سیاسی و کارنامه وی سخن رود. مقال پی آمده با این هدف و مبتنی بر بررسی‌های تاریخ‌پژوهان به نگارش درآمده است. این تحقیق می‌کوشد تا برکشیدن و برافتادن قزاق را بازنمایی کند. امید آنکه علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید. 
 
یک کاسه کردن کشور به نفع ایجاد دیکتاتوری

عده‌ای از تحلیلگران پهلویست یا شبه پهلویست تاریخ معاصر ایران، از میان برداشتن قدرت‌های محلی، اقوام و طوایف را در زمره محسنات حکومت رضاخان بر شمرده‌اند. این در حالی است که هر حکومت خودکامه برای تمامیت سلطه خویش ناچار از اعمال این سیاست است. او می‌کوشد قدرت‌های متنوع را از میان بردارد که خود به قدرتی بلامنازع تبدیل شود و مانعی در برابر خویش نداشته باشد. در مقاله «از سحرگاه سوم اسفند ۱۲۹۹ تا شامگاه ۲۱ بهمن ۱۳۵۷»، مندرج در روزنامه اطلاعات، مورخه ۳ اسفند ۱۳۵۷، در این باره آمده است:

«سیاست تفرقه‌انداز و حکومت کن به عنوان عمده‌ترین ابزار استعمار و امپریالیسم کهنه‌کار جهانی شناخته شده است، اما همین سیاست در مناطقی مثل ایران که از موقعیت ژئوپلتیک خاصی بهره می‌گیرد، گاهی موجب اشکال می‌شود، همچنان که قبل از حکومت رضاخان، کنترل خان‌ها و فئودال‌های محلی در ایران، وزارت خارجه انگلستان را سخت به زحمت انداخته بود. حتی رضاخان در اولین سفرش به خوزستان می‌گوید: می‌روم تا آخرین نغمه ملوک‌الطوایفی را از میان بردارم… و این دقیقاً همان چیزی بود که انگلستان طلب می‌کرد. به همین دلیل اینتلیجیت سرویس انگلستان لازم دید برای حفظ هندوستان و آب‌های گرم جنوب ایران، همه قدرت‌های کوچک و بزرگ مملکت را به اصطلاح یک کاسه کند و به دست یک دیکتاتور بسپارد تا عملاً به جای اینکه با ده‌ها نفر خان‌های کوچک سر و کار داشته باشد و برای هر یک از آن‌ها نیز تعدادی مأمور آشکار و نهان به نام مشاور و مستشار یا میهمان و دوست و پناهنده بتراشد و هر سال وجوه زیادی بابت حقوق آن‌ها یا انعام و باج به خان‌ها بپردازد، به وسیله دیکتاتور، همه ابزار حکومتی را به دست گیرد. بسیاری از محققان معتقدند این برنامه علاوه بر آن که سیادت سیاست وزارت خارجه انگلستان را برای یک دوره نسبتاً طولانی بر ایران استحکام می‌بخشید حسن دیگرش این بود که با توجه به جبر تاریخ و سیر تکاملی بشر، می‌توانست همه روند پیشرفت و ترقی مخصوصاً در زمینه فرهنگ و صنعت را مهار کند و آن جایی که با منافع استعماری‌اش تضاد پیدا می‌کند، به وسیله دیکتاتور و برنامه‌ریزان او مسیر را تغییر دهد. اسناد منتشره سیاسی حکایت از آن دارد که قبل از انتخاب رضاخان، نظامیان و قزاقان بی‌شماری مثل احمدی [ احمد امیراحمدی]، طهماسبی [ عبدالله امیرطهماسبی]و چند نفر دیگر برای احراز دیکتاتوری ایران پیشنهاد شده بودند، اما بعضی از آن‌ها به سبب دانش و بینش بیشتر برای آینده، خطرناک شناخته شدند! چون دیکتاتور باید کسی باشد که نقاط ضعف شخصیت او بتواند برای مهار و کنترلش به کار گرفته شود. عوامل سیاسی انگلیس رضاخان را برای این منظور پیشنهاد کرده بودند. بعضی از اسناد تاریخی نشان می‌دهد در این پیشنهاد، فرمانفرماها، طباطبایی‌ها و وثوق‌الدوله‌ها به نوعی مشارکت داشته‌اند و در همان لحظاتی که کلاغ سیاه امپراتوری انگلستان روی سر بی‌موی [!]رضاخان پرواز می‌کرد، او در بریگاد قزاق قزوین و زیر دست فرماندهان روسی به چپ چپ و به راست راست می‌پرداخت. تا اینکه در اولین روز اسفند ۱۲۹۹ به او فرمان داده شد برای حرکت به تهران و تسخیر حکومت آماده شود. بلافاصله جلسه‌ای با حضور [مرتضی]یزدان‌پناه، احمدی، سیدضیاءالدین طباطبایی و کریم‌آقا بوذرجمهری و چند نفر دیگر تشکیل شد تا ریزِ برنامه از پیش ابلاغ شده را تعیین و وظایف مربوط به هر یک از افراد را روشن و مشخص سازند. سه روز بعد، رضاخان با ۳ هزار قزاق از قزوین حرکت کرد و تهران را بدون شلیک یک تیر، تسخیر کرد، چراکه قبلاً همه زمینه‌ها برای این یورش میلیتاریستی [ نظامی]مهیا شده بود…». 

قزاق و مراوده آشکار و پنهان با کانون‌های انگلیسی و یهودی 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *