خانه‌به‌خانه در خرمشهر جنگیدیم!

هفته گذشته بخشی از خاطرات ناخدا یکم تکاور دریایی حسن مسعودی، فرمانده اسبق تکاوران نیروی دریایی را خواندیم. او در اولین روز آغاز جنگ به همراه گردان یکم تکاوران دریایی عازم خرمشهر می‌شود؛ روزها در خرمشهر خانه به خانه می‌جنگد و سپس به‌عنوان فرمانده شناورهای هجومی و قایق‌های تندرو به همراه کارکنان خود اجرای کمین می‌کنند، تردد نیروهای دشمن را مختل می‌کنند و درنهایت دشمن را لحظه‌ای آسوده نمی‌گذارند. برای ناخدا یکم تکاور دریایی حسن مسعودی، درد و مصیبت پرپر شدن جوان‌ها در آن زمان بیش از همه سخت و سنگین است و شجاعت و دلاوری بچه‌ها شیرین‌ترین یادگار آن روزها. به خودش می‌بالد و بی‌نهایت خدا را شاکر است که این لیاقت را نصیب او کرده تا بتواند وظیفه خودش را به ناموس و وطنش ادا کند و امروز هم می‌گوید هر زمان، هرجا چشم ناپاک به مام وطنم دوخته شود، آن چشم را از حدقه درمی‌آورم.

هفته گذشته بخشی از خاطرات ناخدا یکم تکاور دریایی حسن مسعودی، فرمانده اسبق تکاوران نیروی دریایی را خواندیم. او در اولین روز آغاز جنگ به همراه گردان یکم تکاوران دریایی عازم خرمشهر می‌شود؛ روزها در خرمشهر خانه به خانه می‌جنگد و سپس به‌عنوان فرمانده شناورهای هجومی و قایق‌های تندرو به همراه کارکنان خود اجرای کمین می‌کنند، تردد نیروهای دشمن را مختل می‌کنند و درنهایت دشمن را لحظه‌ای آسوده نمی‌گذارند. برای ناخدا یکم تکاور دریایی حسن مسعودی، درد و مصیبت پرپر شدن جوان‌ها در آن زمان بیش از همه سخت و سنگین است و شجاعت و دلاوری بچه‌ها شیرین‌ترین یادگار آن روزها. به خودش می‌بالد و بی‌نهایت خدا را شاکر است که این لیاقت را نصیب او کرده تا بتواند وظیفه خودش را به ناموس و وطنش ادا کند و امروز هم می‌گوید هر زمان، هرجا چشم ناپاک به مام وطنم دوخته شود، آن چشم را از حدقه درمی‌آورم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *