عباس مخبر
i class=”fa-solid fa-quote-right me-1″> حتی قابل درک است که ندانستن معنای زندگی، خود بخشی از معنای زندگی است، درست همان طور که نشمردن تعداد کلماتی که در سخنرانی بعد از شام ادا می کنم، به من کمک می کند که این سخنرانی را به انجام برسانم. شاید زندگی در غفلت ما از معنای بنیادی آن ادامه می یابد، همان طور که سرمایه داری از دیدگاه کارل مارکس. آرتور شوپنهاور فیلسوف در همین مایه ها فکر می کرد، و همین طور هم زیگموند فروید.
یکی از نیرومندترین پرسش های مربوط به معنای زندگی که راه حل خوش بینانه ندارد با عنوان تراژدی شناخته می شود. از میان کلیه صورت های هنری، تراژدی آن صورتی است که با بیشترین دقت و استواری رویاروی پرسش معنای زندگی قرار می گیرد، و متهورانه آمادگی دارد که هولناک ترین پاسخ ها را در برابر آن بگذارد. تراژدی در ظریف ترین شکل خود واکنشی جسورانه به ماهیت بنیادی وجود انسان است.
