فرستنده رادیو، شهربانی کل و ستاد ارتش را بگیرید!

در روز‌های منتهی به کودتا و ایضاً تا ظهرگاه ۲۸ مرداد، فضل‌الله‌زاهدی در مخفیگاه به سر می‌برد. درباره جلسات و قرار و مدار‌های وی با سران آشوب که از مناطق مختلف شهر خود را به وی می‌رساندند، فرزندش اردشیر زاهدی گزارشی نسبتاً دقیق به دست داده است. او تأکید می‌کند که پدرش بر تسخیر ایستگاه فرستنده رادیو، اداره شهربانی کل و سپس ستاد ارتش اصرار داشته و گرنه معتقد بوده است که کودتا شکست خواهد خورد

در روز‌های منتهی به کودتا و ایضاً تا ظهرگاه ۲۸ مرداد، فضل‌الله‌زاهدی در مخفیگاه به سر می‌برد. درباره جلسات و قرار و مدار‌های وی با سران آشوب که از مناطق مختلف شهر خود را به وی می‌رساندند، فرزندش اردشیر زاهدی گزارشی نسبتاً دقیق به دست داده است. او تأکید می‌کند که پدرش بر تسخیر ایستگاه فرستنده رادیو، اداره شهربانی کل و سپس ستاد ارتش اصرار داشته و گرنه معتقد بوده است که کودتا شکست خواهد خورد

جوان آنلاین: خوانش ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بدون مرور بر کارنامه «فضل‌الله زاهدی» امکان‌ناپذیر است. چه اینکه او میاندار واقعه بود و با این همه پس از نیل به هدف و مدتی تصدی نخست‌وزیری عذرش خواسته و از کشور اخراج شد. سرگذشت کسانی، چون او به عیان شاهدی بر این مدعاست که قدرت‌ها تنها برای تحقق نیات خویش، آلت فعل می‌جویند و پس از اتمام کار مدعیان را برکنار خواهند کرد! مقالی که پیش روی دارید در تبیین این مهم به نگارش درآمده است. 

جنگی نفس‌گیر برای بقا و براندازی نهضت ملی

بستر‌های وقوع کودتای ۲۸ مرداد را باید در شکست مذاکرات دکتر محمد مصدق در سفر به امریکا جست‌وجو کرد. او از آن پس نیز اگرچه به امریکایی‌ها خوش‌بین بود، اما طرف مقابل دریافت که برای به چنگ‌آوردن بخشی از نفت ایران شانس چندانی ندارد. تصمیم کودتا با ریاست جمهوری آیزنهاور تثبیت شد و نهایتاً در مرداد ۱۳۳۲ و طی دو مرحله به اجرا درآمد. مرحله نخست شکست خورد و مرحله دوم نتیجه داد. سعیده سلطانی مقدم پژوهشگر تاریخ معاصر ایران درباره این فرآیند و با تکیه بر نقش فضل‌الله زاهدی می‌نویسد:

«مصدق پس از زمامداری مجدد و مسائل پیش آمده در طی آن، شاید حدس زده بود که باید قدرت را در قبضه انحصاری خود درآورد. از این به بعد بسیاری از سناتورها، مخالف کار‌های دولت مصدق شدند و او که تحمل این مخالفت‌ها را نداشت، با نهایت سرسختی از دولت خود دفاع می‌کرد. زاهدی سرسختانه برای براندازی دولت تلاش می‌کرد، از این رو دکتر مصدق به فکر بستن مجلس سنا افتاد و به موجب طرحی که در آبان ۱۳۳۱ ش به تصویب مجلس شورا رسانید، مجلس سنا را منحل کرد. پس از انحلال آن، زاهدی مورد پیگرد قانونی قرار گرفت. یک‌بار هم در ۴ اسفند ۱۳۳۱ ش به استناد قانون حکومت نظامی بازداشت شد، اما، چون بازداشت زاهدی در میان ارتشیان برای دولت بازتابی نامطلوب داشت، آزاد شد. با این حال در روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳۳۲ ش، پس از کشته‌شدن سرتیپ افشار طوس رئیس شهربانی که مصدق منصوب کرده بود، چند تن از مخالفان دولت و از جمله سرلشکر زاهدی و اردشیر زاهدی متهم به قتل او شدند و زاهدی به تاریخ ۱۴ اردیبهشت در مجلس شورا متحصن شد. گروهی از افسران و امیران که برای موفقیت زاهدی تلاش می‌کردند، چون می‌دانستند امریکا پشتیبان دولت مصدق است، تصمیم گرفتند با سفیر امریکا وارد مذاکره شوند. آن‌ها خطر سلطه کمونیسم را در صورت زمامداری مصدق به سفیر امریکا گوشزد کردند. سفیر امریکا گفت: این‌ها را می‌دانیم، ولی کسی نیست که بعد از مصدق بتواند قدرت را در دست بگیرد. در روز ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ ش، شاه با اطمینان از حمایت امریکا و انگلیس، دو فرمان صادر کرد که یکی مبتنی بر عزل دکتر مصدق از نخست‌وزیری و دیگری فرمان انتصاب سرلشکر زاهدی به نخست وزیری بود. سپس او به شمال کشور، عراق و نهایتاً با شنیدن اخبار تهران به رم رفت. دکتر مصدق از اجرای فرمان شاه سرباز زد. نقشه زاهدی برای دستگیری مصدق به شکست انجامید و زاهدی مخفی شد، اما روزولت که نقش اساسی را در این کودتا بازی می‌کرد، شکست خود را نپذیرفت و دست از تلاش برای سرنگونی مصدق برنداشت. او با تدارک سریع کودتای دوم که متکی بر بسیج اراذل و اوباش بود، به موفقیت رسید. زاهدی نخست‌وزیر و مصدق دستگیر شد و از شاه دعوت شد تا پیروزمندانه به تهران بیاید. با سقوط دکتر مصدق، نخست‌وزیر جدید ایران در اوایل زمامداری تقریباً هر روز با سفیر امریکا و مقامات دیگر امریکایی ملاقات می‌کرد و از آنان کمک ۴۵ میلیون دلاری گرفت. به دنبال این کمک ۴۵‌میلیون دلاری، کمک ۷۵ میلیون دلاری به صورت وسایل صنعتی و کشاورزی و ۶۰ میلیون دلار کمک نظامی، در اختیار زاهدی گذارده شد….» 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *