«من قدرت او را، محبت مادری او را در هور دیدم. در قلب کانال ماهی دیدم. در وسط میدان مین دیدم. وقتی شما مادر ها نبودید و بچههاتان در خون دست و پا میزدند، او را دیدم. فاطمه در هور، فاطمه در کربلای 5، فاطمه در اردوند، فاطمه در کوههای سرد و سخت کردستان، مادری کرد.» این را شهید قاسم سلیمانی خطاب به مادران شهدا میگوید؛ سالها پیش و البته مادرانی که امروز نیز همچنان، چشم به در دوختهاند و آنگاه که کاروان شهدا میهمان شهر میشوند، به استقبالشان میآیند.
گلزار شهدای اصفهان میزبان شده بود. خیمهها و موکبهای جمع وجوری که از هرکدام رنگ و بویی ساطع میشد. از چای گرم و دمنوش و شیر داغ، تا گلهای مریم و سربندهای یا زهرا. بوی اسفند گلستان را پر میکند و فضا را مقدستر. درست مثل پیادهرویهای اربعین. با همان سبک مداحی. اما مداحیهایی که این بار برای امابیهاست. برای مادرِ پدر، همسر مولا و مادر سادات. برای مادری که میگویند اگر خاک چادرش را بتکاند، روزیرسان عالم است. برای مادری که شهر به احترام او میزبانی عزادار شده است. میزبان پیکر رزمندگانی که روزی با ایمان راسخشان، دل به دریای جنگ زدهاند و حالا این مادر دوعالم است که میزبان آنها شده است.
