من قائل به عقیم بودن تحقیقات درباره تاریخ معاصر ایران و هیچ مقطع دیگرى نیستم و انسداد فهم تاریخی را قبول ندارم، اما در عین حال معتقدم این زایمان، مشروط به شرایطی انجام میگیرد. در رأس این شرایط است که پژوهشگر، تتبع کافی داشته باشد. یعنی مجموعه اطلاعات لازم، اعم از اسناد شفاهی و مکتوب درجه اول و بعد هم تکنگاریها و عامنگاریهای موجود را، مطالعه کند. سپس اینها را ارزیابی کند و مورد نقادى قرار دهد
جوان آنلاین: آغازین بخش از گفتوشنود پیش روی را، در صفحه پیشین تاریخ از نظر گذراندید. اینک واپسین قسمت از آن را پیش روی دارید. امید آن که علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
دکتر احمد رهدار: جناب استاد، هر چند فرمودید قلمرو تاریخی کار شما، یک پهنه دور و درازی به اندازه ۱۴ قرن دارد و درخصوص شخصیتها یا موضوعهای متعدد تاریخی در این گستره نیز آثار متعددی را به زیور طبع آراستهاید، لکن حداقل در دو دهه اخیر، نام حضرتعالی در لیست معدود محققان تاریخ معاصر در حوزه علمیه قم ثبت شده است و چه بسا درباره برخی مقاطع تاریخ معاصر نیز درصدر این لیست باشید. سؤال اینجاست با توجه به اینکه اکثر تاریخپژوهان حوزههای علمیه، به طور معمول بیشتر همتشان را در خصوص تحقیق در تاریخ صدر اسلام صرف میکنند، چه انگیزهای شما را بر این داشت که حداقل بخش قابل توجهی از تحقیقات خودتان را به تاریخ معاصر اختصاص دهید؟
بله، تاریخ ایران و آن هم تاریخ معاصر ایران! جواب سؤال شما یک کلمه است و آن احساس نیاز و خلأ چشمگیری است که در این عرصه وجود دارد. در درجه اول، تلقی جامعه ما از یک روحانی این است که به بررسی تاریخ اسلام به ویژه عصر پیامبر و ائمه اطهار (ع) بپردازد و اگر مثلاً وارد بحث از تاریخ ایران یا تاریخ سدههای اخیر نیز میشود، باز توقع این است، از میرزای شیرازی و بعدش شیخ انصاری سخن بگوید! بحث از پس ادیب پیشاوری، فردوسی و مهاتما گاندی چرا؟ باید گفت پرداختن به این موضوعات، تابع احساس نیاز و خلأ فاحش و چشمگیری بوده است که بنده به آن دستیافتم. حالا اینکه آیا درست بوده است یا خیر؟، حداقل خودم معتقدم چنین نیازی وجود داشته است. ضمناً بنده در آثارم، مخصوصاً در مقدمه کتاب اخیرم مانند کتاب «فردوسی» [بوسه بر خاک پیحیدر (ع)]و کتابهای پیشین مثل «گاندی» [مهاتما گاندی، همدلی با اسلام، همراهی با مسلمین]توضیح دادهام، چرا از گاندی و فردوسی بحث کردهام. به گمانم اگر کسی آن مقدمهها را بخواند، علاوه بر اینکه به نگاه بنده درباره اهمیت و ضرورت این بحثها پی میبرد، با دیدگاههای بنده نیز موافقت خواهد کرد. لازم به ذکر است، بنده در کنار اساتید معمول فقه و اصول، از اساتید دیگری نیز استفاده کردم که در رأس آنها از لحاظ تأثیرگذاری، مرحوم آیتالله شیخحسین لنکرانی بوده است که من سالهای زیادی با ایشان محشور بودم و در حد خودم، به خلوت فکر، اندیشه، گرایشها و حساسیتهای فکری و فرهنگی و سیاسی ایشان راه داشتهام. مرحوم لنکرانی در سوق دادن بنده به عرصه سیاست و تاریخی که با مسائل و جهات سیاسی آمیخته، نقش مؤثری داشته است.
دکتر رهدار: از اولین آشنایی خودتان با مرحوم استاد لنکرانی برایمان بفرمایید؟
