زندهیاد علی ابوالحسنی(منذر)، نمادی از «سلطنت علم و دولت فقر»
منذر به رغم آنکه هفت سال پیش رهسپار سرای دیگر گشت، اما آثاری پرعیار برجای نهاد که بی تردید تا سالها در موضوع خود در زمره بهترینها خواهد بود...
منذر به رغم آنکه هفت سال پیش رهسپار سرای دیگر گشت، اما آثاری پرعیار برجای نهاد که بی تردید تا سالها در موضوع خود در زمره بهترینها خواهد بود...
من قائل به عقیم بودن تحقیقات درباره تاریخ معاصر ایران و هیچ مقطع دیگرى نیستم و انسداد فهم تاریخی را قبول ندارم، اما در عین حال معتقدم این زایمان، مشروط به شرایطی انجام میگیرد. در رأس این شرایط است که پژوهشگر، تتبع کافی داشته باشد. یعنی مجموعه اطلاعات لازم، اعم از اسناد شفاهی و مکتوب درجه اول و بعد هم تکنگاریها و عامنگاریهای موجود را، مطالعه کند. سپس اینها را ارزیابی کند و مورد نقادى قرار دهد
تمام علما و تمام ملت هم در اول نهضت عدالتخانه با «شیخ» همراه بودند. در اینجا انگلستان دید همان کسی که مایه شکست او در ماجرای قرارداد رژی است، حالا بیرقدار قیام دیگری شده است، لذا طبق همان قاعده «همراه شدن با جریان آب» عمل کرد و از همان راه، در مشروطه وارد شد و نفوذ کرد. خلاصه انگلستان با بهرهبرداری از عوامل خود در ایران و مداخله دادن پی در پی آنها ناگهان توانست این [تحصن]را به سفارت انگلیس بکشاند!