رقابت سینما با تلویزیون، طی دهههای گذشته، همواره مراتبی از شدت و ضعف را به خود دیده است. در مقاطعی نظیر ماهرمضان، سینما، قافیه رقابت را به سریالهای تلویزیونی میباخت و در مواقعی نظیر نوروز یا تابستان، این سینماها بودند که میتوانستند مخاطبان بیشتری را به نسبت تلویزیون به سمت سالنها بکشانند.اما این رقابت عجیب، طی چهار پنج سال اخیر، تاحدودی از میان رفت و هر رسانه، ترجیح داد بدون رقمزدن حاشیهای، مسیر خود را طی کند. پس از چند سال سکوت و انفعال از ابتدای امسال این رقابت وارد فضای جدیدی شد؛ فضایی که تلویزیون آغازگر آن بود. از ابتدای امسال، خبری در خروجی خبرگزاریها منتشر شد مبنی بر اینکه مدیریت شبکه نمایش خانگی بر عهده صداوسیماست؛ خبری که در ابتدا کسی آن را جدی نگرفت، اما در ادامه و با اجبار ویاودیها به دریافت مجوز صداوسیما بر روی تولیدات این شبکه، وضعیت کاملا جدی شد. ریشه این اتفاق را باید در شیوع «کرونا» دانست. تا پیش از اسفند 98، بسترهای اینترنتی پخش فیلم در ایران، اقبال چندانی نداشتند و فیلمها و سریالها، استقبال خوبی از افتتاحیه نمایش خود در این بسترها به عمل نمیآوردند.
با آغاز کرونا، سینماها برای بیش از چهار ماه تعطیل شدند و شبکه نمایش خانگی نیز نه اجازه تولید داشت و نه میتوانست محصولات خود را پخش کند. به همین دلیل تنها بستر فراهم برای انتشار فیلمها و سریالها، همین ویاودیها بودند. آنهم در روزگاری که مردم خانهنشین بودند و باید خوراک فرهنگی و سرگرمی این چند ده میلیون نفر فراهم میشد. به همین دلیل، سیلی از فیلمهایی که طی چند سال گذشته اجازه نمایش نیافته بودند و سریالهایی که باید پخش هفتگی خود را ادامه میدادند به ویاودیها هجوم آوردند؛ آنهم با آگاهی از این واقعیت که در صورت ارائه محصولات خود در این سامانهها، اثر آنها در کمتر از یک تا دو ساعت، قاچاق شده و نسخههای باکیفیت فیلمها و سریالها در شبکههای مجازی به رایگان در دسترس عموم قرار خواهد گرفت. اما صاحبان آن آثار یا باید منتظر پایان کرونا و عادیشدن شرایط میماندند یا با قبول همین شرایط، با ویاودیها قرارداد میبستند. این اتفاق سبب شد تا ویاودیها در ایران برای نخستین بار جدی گرفته شده و پس از سالها بیاقبالی و رخوت، فعالیت حرفهای را آغاز کنند.
