تدبیری که بستر‌های یک قیام را مهیا کرد

تلاش‌های بی‌وقفه و مخلصانه آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری طی ۱۵ سال و بعد از وفات ایشان ثمره مجاهدت‌های علمای ثلاث و سپس مدیریت درخشان آیت‌الله‌العظمی بروجردی موجب شد حوزه علمیه قم دارای ساختاری قدرتمند و کارا شود. تربیت هزاران طلبه عالم طی چند دهه باعث شد وقتی امام خمینی در سال ۱۳۴۱. ش اعتراضات خود را نسبت به حکومت پهلوی دوم آغاز کند، طیف وسیعی از حوزویان با وی همراه شوند

تلاش‌های بی‌وقفه و مخلصانه آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری طی ۱۵ سال و بعد از وفات ایشان ثمره مجاهدت‌های علمای ثلاث و سپس مدیریت درخشان آیت‌الله‌العظمی بروجردی موجب شد حوزه علمیه قم دارای ساختاری قدرتمند و کارا شود. تربیت هزاران طلبه عالم طی چند دهه باعث شد وقتی امام خمینی در سال ۱۳۴۱. ش اعتراضات خود را نسبت به حکومت پهلوی دوم آغاز کند، طیف وسیعی از حوزویان با وی همراه شوند

جوان آنلاین: برخی پژوهشگران تاریخ و تحلیلگران با مقایسه روش و منش سیاسی آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (مؤسس حوزه علمیه قم) و رویکرد سیاسی حضرت امام خمینی (ره)، این دو شخصیت بزرگ را دارای دو رویکرد کاملاً متفاوت دانسته‌اند. گروهی رویکرد آیت‌الله حائری یزدی را در مواجهه با حکومت پهلوی اول صحیح معرفی کرده و روش امام راحل را زیر سؤال برده‌اند. گروهی نیز روش امام و قیام او را مورد تأیید قرار داده و رویکرد مؤسس حوزه علمیه قم را نپذیرفته‌اند. اما آیا رویکرد این دو عالم بزرگ در امور مربوط به سیاست و مقابله با حکومت جور، در تضاد باهم بوده است؟ برای پاسخ به این سؤال بسیار مهم، قطعاً باید شرایط فکری، فرهنگی و اجتماعی هر دو مرجع بزرگ را در زمان زعامت امور شیعیان ایران در نظر گرفت. در مقال پی آمده نگاهی داشته‌ایم به این موضوع و علت واکنش‌های متفاوت آیت‌الله حائری یزدی و امام خمینی (ره) درباره آن. امید آنکه تاریخ‌پژوهان معاصر و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید. 

او که حدوث و بقایش خرق عادت بود! 

آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی فرزند محمدجعفر، در سال ۱۲۳۸. ش در محله مهرجرد میبد یزد به دنیا آمد. او تنها فرزند پدر و مادرش بود و خداوند وی را به معجزه و توسل بسیار و بعد از سال‌ها استغاثه به پدر و مادرش عنایت کرده بود. ایشان تحصیل علوم دینی را در حوزه علمیه یزد آغاز کرد و بعد از طی دوره مقدمات و در حالی‌که ۱۸ سال داشت و پدر را چند سالی بود از دست داده بود، به همراه مادر عازم عراق شد. مدتی را در حوزه علمیه کربلا تحصیل کرد، اما پس از آن راهی سامرا شد و نزد مرجع بزرگ شیعیان آیت‌الله‌العظمی میرزا حسن شیرازی به تحصیل ادامه داد. حاج شیخ تا زمان وفات استاد گرانقدر خود آیت‌الله میرزای شیرازی در سامرا بود، اما بعد از آن و به مدت کوتاهی، به نجف و سپس به کربلا رفت و تدریس در حوزه علمیه آنجا را آغاز کرد و از همان زمان نیز به «حائری یزدی» معروف شد. 

اما ماجرای برگشت ایشان به ایران داستان عجیبی دارد. فرزند ایشان از قول پدر نقل کرده‌اند: «روزی در وسط هفته در کربلا بودم. در عالم رؤیا دیدم که به من می‌گویند شما از عمرتان چیزی باقی نمانده و به زودی پس از چند روزی از دنیا می‌روید. من مشغول درس و بحث بودم و این موضوع را فراموش کردم. تا شب جمعه‌ای در یکی از باغ‌های اطراف کربلا با دوستان بودیم که برای من حالت غشی به وجود آمد و از حال رفتم! دوستان مرا سوار بر چهارپایی کردند و به منزل آوردند. در آن وقت دیدم در عالمی هستم که یک نفر یا دو نفر آمدند و گفتند می‌خواهیم جانت را بگیریم. ایشان می‌فرمود من خیلی ناراحت و به حضرت سیدالشهدا (ع) متوسل شدم و گفتم آقا مُردن حق است و باید بمیریم، ولکن دست من خالی است. شما عنایت بفرمایید تا حال من بهتر شود و کاری انجام دهم که منجر به این شود که دست پر پیش خداوند بروم و وارد محشر شوم. در این حال، کسی آمد و کسانی را که برای گرفتن جان من آمده بودند، از این کار منصرف کرد. به آنها گفت حضرت سیدالشهدا (ع) خواسته تا ایشان عمر طولانی داشته باشند. ایشان در لحظات مرگ به واسطه عنایت خاص سیدالشهدا (ع)، دوباره به این عالم بر می‌گردند. به همین دلیل آیت‌الله اراکی که از شاگردان برجسته و خاص ایشان بودند، درباره استادش می‌فرمود او حدوث و بقایش خرق عادت بود….» (۱) 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *