زندگی کم‌رنگ در بازارچه حسن‌آباد

پیرمرد روی سکوی سنگی داخل بازار، یک پایش را روی پای دیگرش انداخته و لباس خاکی‌رنگ پوشیده است. نجار بوده و مغازه‌اش خیلی قدیمی است. دستگاه‌های قدیمی نجاری خاک‌گرفته، از یک‌ عمر تلاش مرد نجار خبر می‌داد و خاک‌اره‌های نشسته روی دیوار مغازه، از روزگاری پرجنب‌وجوش در دل این بازار می‌گفت؛ اما حالا مرد نجار غمگین است؛ چون باید ساعت‌ها کنار مغازه‌‌اش در دل بازار بنشیند و عبور رهگذرها را مشاهده کند.

بازارچه حسن‌آباد مجموعه‌ای از امکانات یک شهر را داشته که امروز، بی‌رمق شده است

پیرمرد روی سکوی سنگی داخل بازار، یک پایش را روی پای دیگرش انداخته و لباس خاکی‌رنگ پوشیده است. نجار بوده و مغازه‌اش خیلی قدیمی است. دستگاه‌های قدیمی نجاری خاک‌گرفته، از یک‌ عمر تلاش مرد نجار خبر می‌داد و خاک‌اره‌های نشسته روی دیوار مغازه، از روزگاری پرجنب‌وجوش در دل این بازار می‌گفت؛ اما حالا مرد نجار غمگین است؛ چون باید ساعت‌ها کنار مغازه‌‌اش در دل بازار بنشیند و عبور رهگذرها را مشاهده کند.

زندگی کم‌رنگ در بازارچه حسن‌آباد

به گزارش اصفهان زیبا؛ پیرمرد روی سکوی سنگی داخل بازار، یک پایش را روی پای دیگرش انداخته و لباس خاکی‌رنگ پوشیده است. نجار بوده و مغازه‌اش خیلی قدیمی است. دستگاه‌های قدیمی نجاری خاک‌گرفته، از یک‌ عمر تلاش مرد نجار خبر می‌داد و خاک‌اره‌های نشسته روی دیوار مغازه، از روزگاری پرجنب‌وجوش در دل این بازار می‌گفت؛ اما حالا مرد نجار غمگین است؛ چون باید ساعت‌ها کنار مغازه‌‌اش در دل بازار بنشیند و عبور رهگذرها را مشاهده کند.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *