پدر فرمود: من افتخار می‌کنم که «فقیر» هستم

آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای: «آیت‌الله حاج‌شیخ مرتضی حائری به دلیل علاقه‌به پدرم، جزوات خودشان را به ایشان می‌دادند که استفاده کنند. وقتی آقا بنا را بر برگشت به مشهد می‌گذارند، برخی از اساتیدشان از جمله مرحوم حاج آقا مرتضی به رفتن ایشان راضی نبودند. البته بعضی از فضلای قم در تحسین ایشان می‌گویند: فلانی یا رئیس کل می‌شود یا رئیس خراسان که منظور از رئیس، همان مرجعیت بوده است...»

آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای: «آیت‌الله حاج‌شیخ مرتضی حائری به دلیل علاقه‌به پدرم، جزوات خودشان را به ایشان می‌دادند که استفاده کنند. وقتی آقا بنا را بر برگشت به مشهد می‌گذارند، برخی از اساتیدشان از جمله مرحوم حاج آقا مرتضی به رفتن ایشان راضی نبودند. البته بعضی از فضلای قم در تحسین ایشان می‌گویند: فلانی یا رئیس کل می‌شود یا رئیس خراسان که منظور از رئیس، همان مرجعیت بوده است…»

جوان آنلاین: صحیفه تاریخ تا دهه‌ها از نام «خامنه‌ای بزرگ» سرشار خواهد بود. ما در این صفحات – که «سوگ خورشید» نامش نهاده‌ایم- بازخوانی سجایا و کرامات آن یار به عرش رفته را از خاطرات خلف صالحش و رهبر معظم انقلاب اسلامی آغاز کرده‌ایم. شایان ذکر است که مستندات این نوشتار از گفت و شنودی که در سال ۱۴۰۰ و با موضوع سیره آیت الله سید جواد خامنه‌ای والد گرامی شهید آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای برگرفته شده است. شایان ذکر است راوی در هر نوبت که به «مرحوم آقا» اشاره می‌کند، به پدربزرگ نظر دارد و هرگاه کلمه «آقا» را به کار می‌برد از پدر سخن می‌گوید؛ امید آنکه علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید. 

قربانت علی!

به باور آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در‌های توفیقات الهی به خاطر از خودگذشتگی برای خدمت به پدر به روی رهبر شهید انقلاب اسلامی گشوده شد. راوی از این رابطه عاطفی و پربرکت، یاد‌ها و یادمان‌هایی دارد که اینگونه آنها را به تاریخ سپرده است:

«ایشان نسبت به پدرشان اطاعت بارز و همراهی‌هایی در امور دیگر مثل حرم رفتن‌های مرحوم آقا داشتند. ظاهراً گاهی اوقات که مرحوم آقا به حرم مشرف می‌شدند، پدرم نیز در ایام نوجوانی با ایشان همراهی می‌کردند. در طول مسیر، بعضی‌ها با مرحوم آقا سلام و احوالپرسی می‌کردند که ایشان مشغول نافله یا ذکری بودند و پدرم جواب سلام افراد را می‌دادند. مرحوم آقا به نوافل و مستحبات خیلی مقید بودند. پدرم نقل می‌کنند که زیارت جامعه کبیره را آنقدر در زیارت‌های همراه با مرحوم آقا خوانده که خودشان هم حفظ شده بودند. یک خاطره‌ای را آقا خودشان از زمان ریاست جمهوری برای‌مان تعریف می‌کردند. خب عادت آقا این بود که به صورت مستمر، هر چند روز یک بار با والدین‌شان تماس تلفنی می‌گرفتند و صحبت و احوالپرسی می‌کردند. یکی از روزها، آقا چند دقیقه‌ای با ایشان صحبت و بعد خداحافظی کردند، مرحوم آقا هم خداحافظی کردند. بعد با این تصور که آقا گوشی را گذاشته‌اند، خیلی آرام – که انگار دارند با خودشان صحبت می‌کنند – با همان لهجه شیرین ترکی گفتند: قربانت علی! ایشان تصور می‌کردند که آقا گوشی را گذاشته‌اند، ولی آقا هنوز گوشی را نگه داشته و این جمله را شنیده بودند….» 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *