سالها شنیدن سخنرانیهای رهبر شهید، نوعی عادت آشنا و دلنشین بود؛ آنقدر آشنا که گاهی چند بار تکرارشان میکردم، گو در این تکرار، چیزی عمیقتر از معنا را کشف میکردم؛ شاید آرامش، شاید حجت، یا صرفاً لذت شنیدن آن لحن خاص. با هدف تسکین غمی که پس از عروجش، همه وجودم را در برگرفته بود، بار دیگر به شنیدن سخنان گذشتهشان بازگشتم، اما در میانه همین بازشنیدنها، دوباره لحظاتی ناب برایم تداعی شد
جوان آنلاین: تاریخ، همواره از روزها و سالها ساخته نمیشود که از صداها نیز شکل میگیرد. صداهایی که سالها در گوشمان طنین انداختهاند، بخشی از زندگی روزمرهمان بودهاند و ما با آنها خو گرفتهایم و حتی بزرگ شدهایم. برای من، سالها بود که شنیدن سخنرانیهای رهبر فرزانه و شهید انقلاب اسلامی، نوعی عادت آشنا و دلنشین بود؛ آنقدر آشنا که گاهی چند بار تکرارشان میکردم، انگار در این تکرار، چیزی عمیقتر از معنا را کشف میکردم؛ شاید آرامش، شاید حجت، یا صرفاً لذت شنیدنِ آن لحن خاص. با هدف تسکینِ غمی که پس از شهادت ایشان، همه وجودم را در برگرفته بود، بار دیگر به شنیدن سخنانِ گذشتهشان بازگشتم. اما در میانه همین بازشنیدنها، دوباره لحظاتی ناب برای من تداعی شد. نوشتار پی آمده، تلاشی است برای واکاوی همان لحظههای ناب که در آن، میان عادت و آگاهی و میان شنیدن و فهمیدن، مرزی باریک کشیده میکشد. امید آنکه این دل نگاشت، سوگواران «آقای ایران» را مفید و مقبول آید.
من شما را نمیبینم و دوستتان دارم!
دو سال پیش، در ۱۹ فروردین ۱۴۰۳، در میان جمع دانشجویان و حین سخنرانی رهبر شهید انقلاب اسلامی، یکی از دانشجویان با صدای بلند گفت: «آقا دوستتدارم!» و رهبری پاسخ دادند: «خوش به حالتان که بنده را میبینید و دوست دارید؛ من شما را نمیبینم و دوستتان دارم!». این پاسخ شیرین، دانشجویان را به وجد آورد و به دل همه ما نشست. همان موقع از ته قلب آرزو کردم که کاش من هم در جمع دانشجویان حضور داشتم و از آن فضای پرشور و معنوی بهرمند میشدم.
یک سال بعد اما، این آرزو محقق و توفیق حضور در آن جمع نصیبم شد. عینک دوربینم را با خودم برده بودم تا ایشان را واضحتر ببینم، اما غبار اشک شوق در چشمانم مانع میشد. در همان حال، یاد خاطرهای از شهید سیدحسن نصرالله در کتاب «سید عزیز» افتادم؛ ایشان از نخستین دیدار با امام خمینی در جماران روایت میکند، جایی که برای حتی یک لحظهپلک بر هم نگذاشت تا فرصت تماشای امام را از دست ندهد. در همان جلسه، سخنان رهبر انقلاب، چونان راهنمایی برای درک عمیقتر این لحظات حساس و تعیین کننده بود. ایشان فرمودند: «همچنان به جوانان تکیه دارم و امیدم فقط به آنهاست، اما شرط اساسی این است که جوانان بر مواضع درست خودشان ماندگار باشند و بر آن استقامت کنند و با روبهرو شدن با موانع، دچار تردید و انفعال و انحراف از مسیر اصلی نشوند…». قسمت پایانی سخنان آن روز که به مسئله امریکا و تهدیدات نظامی این کشور اختصاص داشت، بار دیگر این رویکرد قاطعانه را نمایان ساخت: «اگر امریکا و عواملش حرکت غلطی بکنند، خودشان بیشتر ضربه خواهند خورد. البته ما دنبال جنگ نیستیم، چراکه جنگ چیز خوبی نیست، اما اگر کسی اقدامی کند، قاطعانه جواب میدهیم…».
