روایت تلفنی یک زندگی کوتاه و یک پرواز بلند از شهید نخبه جنگ رمضان؛ «محمدجعفر احمدآبادی»
همهچیز از یک تماس تلفنی شروع شد؛ تماس با خانم معلمی که هنوز صدای همسرش را در گوش دارد و هنوز وقتی میگوید «محمدجان»، فعل جملهاش گاهی در گذشته مینشیند و گاهی در حال، انگار دلش نمیخواهد باور کند که حالا دیگر باید برای او، فقط از واژه «بود» استفاده کند.
به گزارش اصفهان زیبا؛ همهچیز از یک تماس تلفنی شروع شد؛ تماس با خانم معلمی که هنوز صدای همسرش را در گوش دارد و هنوز وقتی میگوید «محمدجان»، فعل جملهاش گاهی در گذشته مینشیند و گاهی در حال، انگار دلش نمیخواهد باور کند که حالا دیگر باید برای او، فقط از واژه «بود» استفاده کند. پشت خط، زنی نشسته که یک سال و شش ماه تمام، همنفس جوانی بوده که امروز در فهرست شهدای نخبه جنگ رمضان ایران قرار گرفته؛ جوانی به نام شهید «محمدجعفر احمدآبادی»، متولد ۲۳ بهمن ۱۳۷۸، از اصفهان، که زندگیاش از مسجد و هنرستان برق شروع شد و به شرکت دانشبنیان و مأموریتی در بندرعباس رسید و در نهایت در همان مأموریت، زیر موشک، روایتش ناتمام ماند؛ هرچند برای او، این «ناتمام» در منطق خودش، عینِ تمام شدن و به مقصد رسیدن بود.
