گاهی یک عکس تاریخی، بیشتر از صدها صفحه کتاب حرف میزند.
مرد سالخوردهای را میبینید که روی تختی ساده نشسته، چهرهاش خسته است و دیگر اثری از شکوهی که از یک «امپراتور» انتظار داریم در او دیده نمیشود. کنار او قلیانی قرار دارد و لباس و فضای اطرافش بیشتر به یک زندانی سالخورده شباهت دارد تا فرمانروای یکی از بزرگترین امپراتوریهای تاریخ آسیا.
اما این مرد بهادرشاه ظفر دوم است؛ بیستمین و آخرین امپراتور دودمان مغول هند؛ و شاید مهمتر از همه اینکه این عکس، به یکی از معدود تصاویر عکاسیشده از یک امپراتور مغول تعلق دارد؛ تصویری که در سالهای پایانی عمر او و زمانی ثبت شد که دیگر عملاً چیزی از امپراتوری مغول باقی نمانده بود.
