علی حاتمی؛ مردی که ایران را قاب گرفت/ راز جاودانگی سینمای حاتمی
بعضی فیلمسازها قصه میسازند، بعضیها تصویر خلق میکنند و بعضی دیگر، جهانی میآفرینند که بعد از خودشان هم به زندگی ادامه میدهد. علی حاتمی از دسته سوم بود؛ فیلمسازی که در عمر کوتاه خود نهتنها بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران را به پرده آورد، بلکه برای آدمهایش زبانی ساخت که هنوز هم از پس سالها، صدایش آشناست. در سینمای حاتمی، تهران قدیم فقط کوچه و بازار و خانه و لباس نیست؛ کلمه است، ضربالمثل است، کنایه است، شعر است و آدمهایی که حتی سکوتشان هم شبیه ایرانیهاست.
بعضی فیلمسازها قصه میسازند، بعضیها تصویر خلق میکنند و بعضی دیگر، جهانی میآفرینند که بعد از خودشان هم به زندگی ادامه میدهد. علی حاتمی از دسته سوم بود؛ فیلمسازی که در عمر کوتاه خود نهتنها بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران را به پرده آورد، بلکه برای آدمهایش زبانی ساخت که هنوز هم از پس سالها، صدایش آشناست. در سینمای حاتمی، تهران قدیم فقط کوچه و بازار و خانه و لباس نیست؛ کلمه است، ضربالمثل است، کنایه است، شعر است و آدمهایی که حتی سکوتشان هم شبیه ایرانیهاست.
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، علی حاتمی ۲۳ مرداد ۱۳۲۳ در تهران متولد شد؛ در محلهای قدیمی که بعدها ردپایش را میتوان در جهان «هزاردستان» هم پیدا کرد. او از تئاتر و نمایشنامهنویسی شروع کرد و خیلی زود راهش را به سینما باز کرد؛ راهی که با «حسن کچل» آغاز شد و با آثاری چون «طوقی»، «سوتهدلان»، «هزاردستان»، «کمالالملک»، «مادر» و «دلشدگان» ادامه یافت.
در «مادر» نیز اعضای خانواده هرکدام زخمی از گذشته دارند. خانه مادر ظاهراً محل جمعشدن چند خواهر و برادر است، اما در لایه زیرین، با آدمهایی روبهرو هستیم که سالها از هم دور بودهاند و هرکدام بخشی از گذشته خود را با خود به خانه آوردهاند. و مادر، نقطهای است که همه دوباره به آن برمیگردند.
سالها از رفتن علی حاتمی گذشته است، اما همچنان وقتی اثری با دیالوگهای آهنگین، فضای ایرانی و دکورهای تاریخی ساخته میشود، نخستین نامی که به ذهن میرسد، حاتمی است.چرا؟ چون او صرفاً چند ویژگی ظاهری را کنار هم نگذاشته بود. اگر فقط دکور تهران قدیم بود، امروز میشد آن را تکرار کرد. اگر فقط لباسهای تاریخی بود، میشد دوباره طراحیشان کرد. اگر فقط دیالوگهای شاعرانه بود، میشد از آنها تقلید کرد. اما حاتمی مجموعهای از این عناصر را به یک جهان شخصی تبدیل کرده بود. برای همین، تقلید از ظاهر سینمای او آسانتر از رسیدن به روح سینمای اوست.
روح سینمای حاتمی در همان جایی قرار دارد که تاریخ، فرهنگ، موسیقی، معماری، ادبیات و زندگی روزمره مردم به هم میرسند.