«چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» با به وجود آوردن هر دو حس؛ رضایت و همدردی، برای تماشاگرش، به خوبی نشان میدهد که «لزوما پایان تلخ تاثیرگذار است و پایان خوش، مضحک» تصور باطلی است و اگر فیلم، متناسب با آنچه نمایش داده به پایان برود، بدون شک میتواند تاثیرگذار و تامل برانگیز باشد.
سوره سینما – حسین ساعیمنش: ایده اولیه شاید بیش از حد عجیب و غریب به نظر برسد. اینکه مردی سی میلیون تومان- از فروش ماشینی که پیش از این دزدیده شده بود- را بخواهد به یک نیازمند بدهد طبیعی است، ولی اینکه بنا بر گذشته تلخی که داشته، طی حرکتی نامتعارف، این کمک کردنش را آگهی کند -که آدم مستحقتر را پیدا کند- و در کنار آن، مقدار زیادی «آزار» را به خودش و دوست همراهش تحمیل کند، به هیچوجه قابل درک نیست؛ حتی با وجود آن صحنه تاثیرگذاری که جلال، صحبت از فرزند پنجساله از دست رفتهاش میکند و آرامشش را از دست میدهد.
اما باید دقت کرد که این مساله توجیهناپذیر، صرفا یک بهانه است. بهانهای که بشود به خاطر آن، وارد زندگی چند خانواده شد و موقعیتشان را به نمایش گذاشت؛ یعنی خودش، به اندازه نمایش فراز و نشیب خانوادهها اهمیت ندارد. اتفاقا از این جهت، فیلمنامهنویس(ها) به خوبی و با هوشمندی عمل میکند و ماجرای آگهی را در انتهای هر قصه قرار میدهد: در اپیزود اول، با اینکه در ابتدا تجمع ناشی از چاپ آگهی نشان داده میشود، ولی در صحبتهای آخر شب زن و شوهر است که جزئیات قضیه برای مخاطب آشکار میشود. در اپیزود دوم هم که تازه وقتی شوهر به زندان میافتد و زن به محل کار او نقل مکان میکند، بحث آگهی پیش کشیده میشود.
