فیلمی شیرین با داستانی سرراست اما کاملاً معمولی

در «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران...» ما با فیلمی دربارۀ انسان ها رو به روبرویم. فیلمی دربارۀ نبودن انسان ­ها و تاثیر فقدان­شان بر روی یکدیگر. رفتن و بازگشتن، مهاجرت و تحصیل و خانواده! فیلمی که به هرحال، پیش از هر چیز دربارۀ شهدخت فیروزکوهی­ست.
در «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران…» ما با فیلمی دربارۀ انسان ها رو به روبرویم. فیلمی دربارۀ نبودن انسان ­ها و تاثیر فقدان­شان بر روی یکدیگر. رفتن و بازگشتن، مهاجرت و تحصیل و خانواده! فیلمی که به هرحال، پیش از هر چیز دربارۀ شهدخت فیروزکوهی­ست.

به گزارش بولتن نیوز، بارها شده که در بررسیِ کارنامۀ کاری هنرمندانی که می­ شناسیم، دریابیم بسیاری از آثار دیگری که فکر نمی کردیم به هنرمند موردنظرمان ارتباطی داشته باشند، توسط او نوشته شده یا مثلاً او آن را تدوین کرده است و کم
نیستند کارنامه ­هایی ضد و نقیض که در آن­ها یک اثر، اثر 10 سال پیش از همان
مولف را نقض می­ کند (اگر بتوانیم به درستی این کلمه
را به کار ببریم).

بالاخره زمان می­ گذرد و تغییر ناگزیر است، ماهیت تغییر متفاوت
است اما، گاهی کارگردانی چون کراننبرگ با تغییری نه در ماهیت خود بلکه در مادۀ
مورد استفاده­ اش، محاسبات را به نفع خود تغییر می دهد و می­ تواند از خود به عنوان
کارگردانی صاحب فکر دفاع کند اما کراننبرگ همان کراننبرگ پیش از تغییر است و ذات
نگرشش به جهان متحول نشده. خوب این یک چیز است و این­که بچرخیم و بچرخیم تا ببینیم
اوضاع و احوال زمانه ما را کجا نگه می­ دارد، چیز دیگری­ست. که البته اینجا تقریباً
هیچ کسی از این قاعده مستثنی نیست. جامعۀ انسانی و تولیدات هنری هر کشوی
با یکدیگر نسبتی مستقیم دارند. در اوج زوال منحصر به فردِ اخلاقیات باید منتظر آثار
منحصر به فرد نیز باشیم.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *