فیلم سینمایی «تنگه ابوقریب» به خوبی خود را همطراز با آثار روز سینمای جهان نشان میدهد و از پتانسیل فضا و محیط «لوکیشن» به خوبی استفاده میکند.
سوره سینما – حسن قنبری : روزهای پیش از جشنوازه فیلم فجر، هنگام گمانه زنی های اهالی و دوستداران سینما ، نامی را شنیدیم که برایمان تازه نیست اما غریب است! میگذرد تا اعلام اسامی فیلمهای حاضر در بخش مسابقه سینمای ایران یا همان سودای سیمرغ، شگفتیتمان تکمیل می شود، نام مورد نظر با اثر تازه اش به بخش سودای سیمرغ راه یافته است، وقتی با خودمان که فکر میکنیم چیزی جزء این کلمات به ذهنمان خطور نمیکند: «پرسه در مه»، «اینجا بدون من»، «آسمان زرد کم عمق» یا «من دیگو مارادونا هستم» و بهرام توکلی رابطه هایشان با جنگ و دفاع مقدس و «تنگه ابوقریب» در سینما کجا بوده و چگونه گره خورده؟!
حال اگر سینمای اجتماعی و خاص بهرام توکلی را دیده باشید مخصوصا اینجا بدون من را، از تعجب به شوق غریبی می رسید، اینکه مشتاق دیدن سینمای این مرد هستید آن هم با این موضوع خاص و متفاوت نسبت به کارنامه آثار بهرام توکلی، یعنی فیلمسازی که این چنین قدرتمند و هنرمندانه از اجتماع و خانواده قصهها روایت میکند چگونه از از جنگ و دفاع و ژانر خاص و سختش قصه خواهد گفت، این شوق تا نخستین روز از جشنواره فیلم فجر و اوج هیجان برای تماشای تنگه ابوقریب ادامه دارد….
