برچسب بهرام توکلی

مترجم 1401

یک مترجم جوان در شغلش مسیرهای تازه‌ای را کشف می‌کند. رفتن در این مسیرهای پر پیچ و خم باعث می‌شود تا او به رازی خانوادگی پی ببرد که بر زندگی و آینده‌ خود و خانواده‌اش سایه می‌اندازد. سایه‌ای که می‌تواند آرامش یک شهر را تهدید کند.

در آغاز یک روز 1391

این فیلم در خصوص یک شخصیت علمی ایرانی (علی نصیریان) که تحصیلات خود را در خارج از کشور گذرانده است. و با زنی که اهل شمال بوده ازدواج کرده و صاحب فرزندی می شود که فلج است او پس از این مسئله از همسرش جدا می شود و چنین وانمود می کند که به دلیل همراهی نکردن همسرش با او در سفر خارجه او را طلاق داده است. در ادامه این مرد یک دختر و پسر را به فرزندی قبول می کند که در واقع داستان از زبان این دختر نقل می گردد..

«سقوط» تا زمان تعیین تکلیف، حق پخش ندارد!

به گزارش سروش سینما به نقل از تسنیم، حواشیِ اقدامات حمید فرخ‌نژاد، بحث نمایش سریال «سقوط» را به فضایِ‌مجازی کشاند؛ سریالی که آن‌قدر در سکوت خبری پیش رفت که اگر این حرف و حدیث‌ها و گستاخی‌های بازیگرش پیش نمی‌آمد شاید تا زمانِ…

اینجا بدون من 1389

احسان با حالتي پريشان سوار اتوبوس بين شهري است و قصد سفر دارد. او ادعا مي كند كه نمي تواند مرز ميان خيال و واقعيت را تفكيك كند. از اينجا به شكلي كه گويي وارد يك روايت خيالي شده ايم به محل كار او مي رويم كه انبار يك كارخانه است. احسان با مادرش كه در يك كارخانه مواد غذايي كار مي كند و خواهر افليجش، يلدا زندگي محقر و دردمندانه اي دارد. مادر براي اينكه يلدا را از گوشه گيري و انزواي ناشي از مشكل جسماني اش برهاند و به گمان خود براي شوهر دادن آماده كند، او را به كلاس «گل چيني» فرستاده، غافل از اينكه يلدا از حضور در كلاس طفره مي رود و به جايش وقتش را در خيابان مي گذراند. تنها دل بستگي يلدا مجموعه اي از حيوان هاي شيشه اي است كه نگه داري مي كند و همه وقتش را به آنها اختصاص مي دهد. از سوي ديگر، احسان كه ذوق و توانايي نوشتن هم دارد، دل بسته سينماست و در جلسه هاي نمايش فيلم در كانون هاي فيلم و سالن هاي سينما حضور مي يابد. مادر كه مخالف اين گرايش هنري احسان است مجله هاي «فيلم» او را به سطل زباله مي ريزد و اختلاف نگاه و سليقه ريشه دار و قديمي ميان آنها بيش از پيش آشكار مي شود. مادر كه گويي آرزويي جز «به خانه بخت فرستادن» دخترش ندارد متوجه مي شود كه...

بیگانه 1392

داستان فيلم درباره زوجي است (امير جعفري- مهناز افشار) که در انتظار تولد فرزند هستند. ورود خواهر ناتني زن (پانته آ بهرام) مشکلاتي براي آنها به وجود مي آورد. زن که پريشان احوال و مريض است، گذشته اي رازآلود دارد و در جواني فرزندش را پس از طلاق رها کرده. مرد تمايل ندارد خواهر همسرش در خانه بماند. دوست صميمي مرد خواستگار زن است، اما زن در نهايت به او هم دروغ مي گويد و خانه را ترک مي کند.

من دیه گو مارادونا هستم 1393

این فیلم داستان یک اختلاف خانوادگی میان دو خواهر یکی از طبقه بالای شهر و دیگری از پایین شهر است. مهشید، دختر خالهٔ متعلق به پایین‌شهر، از بابک، پسرخاله متمول خود که ساکن آلمان است، درخواست ازدواج می‌کند و بابک نیز می‌پذیرد. حال که بابک به ایران برگشته، اختلاف نظر در خصوص ادامهٔ ازدواج این دو نفر، موجب مشاجره و منازعه بین خانوادهٔ این دو خواهر می‌شود که در نهایت منجر به ...

آسمان زرد کم عمق 1391

زوجی جوان (غزل و مهران) با بازی ترانه علیدوستی و صابر ابر به خانه ای بسیار قدیمی و متروکه وارد میشوند. این زوج قرار است خانه را برای آمدن صاحبش که روزهای پایانی عمر را سپری می کند آماده کنند.زوج جواني در مدتي کوتاه لحظات زندگي گذشتشان را مرور مي‌کنند و اين مرور خاطرات، زندگي حالشان را تحت تاثير قرار مي‌دهد. اتفاق تلخی برای غزل افتاده است و زن مدت ها در بیمارستان روانی بستری بوده است...