امید یعنی همواره انگیزه کافی در آدمی برای تصمیم گرفتن، انتخاب کردن و سپس عمل به آن وجود داشته باشد. پس همه چیز، بنابر این تعریف، به وجود یا عدم انگیزه و به شدت و ضعف آن بستگی پیدا میکند. ناامیدی یعنی بیانتخابی و بیعملی. حال ببینیم چه عواملی باعث ایجاد و تقویت انگیزه انتخاب و عمل میشوند (شروط ایجابی) و چه عواملی باعث تضعیف یا حتی از میان رفتن آن (شروط سلبی). آنچه در اینجا در خصوص شروط ایجابی و سلبی مینویسم با توجه به اوضاع و احوال زیست ما در این زمانه و این آب و خاک است. بهعلاوه، در این یادداشت بنای برشمردن همه عوامل و شروط نیست و تنها از زاویه یا زاویههایی خاص به مسئله نگاه شده است و مهمترین استدلال بر درستی این نسخه یک تجربه زیسته یا نیم قرن و اندی زندگی به گمان خودم امیدوارانه است.
از این رو، اگر کسی با محتوای این نسخه به هر دلیل یا علت مخالف است، میتواند به نسخههای دیگر عمل کند. بسیار امیدوارم که این نوشته را سیاستمداران و همه سلبریتیها از هر نوعش نخوانند، از آن رو که محتوایش به سود آنان و برای آنان نیست؛ ولی برای انسانهای متوسطالحال و غیرمشهوری است که میخواهند از دوره کوتاه عمر خویش در حد توان بیشترین استفاده را ببرند. امیدواریام از این روست که همه طبقاتی که برشمردم، خوشبختانه فرصت ندارند که چنین یادداشتی را بخوانند و اصلا برایشان اهمیت ندارد. این جمله را از آن رو نوشتم که بگویم این یادداشت برای امیدوار زیستن، مخاطبانی خاص دارد.
