شبکه نمایش خانگی تا ابتدای نیمه دوم دهه 90، حالوروز چندان خوشایندی نداشت. برنامهریزی میانمدت این مدیوم برای پا گذاشتن به عرصه تولید، عملا به شکست انجامیده بود و تمام رزومه درخشان خود را معطوف به ابتدای دهه 90 و تولیداتی چون «قلب یخی» میدید. در میانه دهه 90، این مدیوم با یک پسرفت آشکار، به همان رسالت چند دهه قبل خود یعنی انتشار فیلمهایی که اکران عمومی خود را به پایان رسانده بودند، بازگشت.
تکرار این روند و نبود یک مهندسی درست برای آینده این مدیوم، پای سازمان سینمایی را به این جریان باز کرد. با پادرمیانی رسمیترین نهاد سینمایی کشور به این موضوع، بحث احیای «ویاودی» در سینمای ایران قوت گرفت؛ اتفاقی که مخاطب ایرانی آن را یک شوخی بزرگ برای ما و صنعتی پیشرفته تنها در آمریکا و در انحصار «نتفلیکس» میدانست. پافشاری «حجتالله ایوبی» در آن زمان که با بیاعتنایی رسانهها و البته بخش بزرگی از بدنه سینمایی کشور همراه بود، در اواخر دوره مدیریتی وی به بار نشست. اما باوجود چند پلتفرم اینترنتی، بازهم کسی این جریان را چندان جدی نمیگرفت.
این بیاعتناییها تا اواخر سال 98 ادامه داشت. با آمدن کرونا، سینماهای سراسر کشور بهاجبار تعطیل شدند. وزارت ارشاد و سازمان سینمایی که مسئول بخشی از تأمین سرگرمیهای مردم در ایران قرنطینهشده بودند، وعده دادند که هرروز یک فیلم جدید را در بستر اینترنت نمایش میدهند. آنها این وعده را محقق و در کنار این اتفاق، سریالهای بیشتری را وارد مدار توزیع کردند و به همین سادگی، فرهنگسازی استفاده از پلتفرمهای اینترنتی که چندین سال زمان میبرد، در کمتر از چندماه میان مخاطبان ایرانی قوت گرفت و حالا کار بهجایی رسیده که مخاطب، با چند برابر شدن حق اشتراک این سامانهها، بهراحتی آن را پرداخت کرده و از خدمات این ویاودیها بهره میبرد.ویاودیهایی که با ضعفهای متعدد سختافزاری و نرمافزاری و البته ضریب نفوذی که نمیتواند از قاچاق تولیداتشان جلوگیری کند، بازهم به اصلیترین معتمد آثار سینمایی و سریالی این ماههای مردم تبدیلشدهاند. با رونقگرفتن این سامانهها، جریان تولید هم در شبکه نمایش خانگی به راه افتاد تا امروز این مدیوم، در رخوت محصولات سینمایی و تلویزیونی، نبض اصلی تولیدات بصری کشور را در دست داشته باشد.
