کیپلینگ ویلیامز1 به مدت بیش از 36 سال، تأثیرات تنبیه سکوت2 را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است و در طول این فرآیند با صدها قربانی و مجرم دیدار داشته است: زن بالغی که پدرش، در طول زندگی او، هر بار به مدت شش ماه، بهعنوان تنبیه از صحبت کردن با او امتناع میورزید. ویلیامز گفت: «پدرش در طول یکی از این دورههای ترسناک و دلهرهآور مُرد. وقتیکه دختر، کمی قبل از مرگ پدرش، در بیمارستان به ملاقات او رفت، پدر از او رو برگرداند و حاضر نشد حتی برای خداحافظی کردن سکوت خود را بشکند.»
پدری که صحبت کردن با پسر نوجوانش را متوقف کرد و بعدازآن، باوجوداینکه میدانست چه آسیبی به او وارد میکند، دیگر نتوانست شروع به حرف زدن با پسرش بکند. پدر اینطور به ویلیامز گفته بود: «این انزوا باعث شد که بچهام از یک پسر شاد و سرزنده به فردی ترسو و ضعیف تبدیل شود و میدانستم که من دلیل آن هستم.»
