نقاشی ایرانی اگرچه متأثر از جریانهای حکومت دوم پهلوی با پیدایی جنبش مدرنیسم مواجه شد،اما این دوره به لحاظ تاریخی نهتنها در غرب، بلکه در ایران نیز به پایان رسیده است؛ درعینحال میدانیم که در دوران معاصر ممکن است اثری بهوسیله هنرمندی با نگاهی پیشرو خلق شود یا در این دوره هنرمندی به خلق اثری بپردازد که بازگشت به دوران مدرن است؛ این موضوع نیز که شاخههای مختلفی از هنر میتوانند در یک دوره همزیستی داشته باشند، صحیح است؛ با اینوجود این پرسش مطرح است که اگرچه دوران نقاشی مدرن به پایان رسیده آیا ترویج و توسعه آن پسندیده است؟
واژه هنر مدرن دو تلقی را به ذهن متبادر میکند: یکی آنکه، جامعه همواره در حال حرکت روبهجلو در زمان است و چیزی که امروز در معنای عام بهعنوان هنر مدرن تلقی میشود، ممکن است در چند سال آینده مدرن به نظر نرسد؛ از سویی دیگر، در تاریخ هنر، دوره مدرن در بازه زمانی نیمه دوم قرن نوزدهم شکل گرفت و تا نیمه قرن بیستم میلادی ادامه پیدا کرد و در معنای تخصصی، هنری ضد سنت است که در نقاشی بهسمت آبستره و انتزاعی شدن پیش رفت؛ اما مسلما هنر، تغییرات گسترده در جامعه و نگاه هنرمندان را بازتاب میدهد. براین اساس تداوم سبکی متعلق به دوران گذشته در نقاشی چه ضرورتی دارد؟
