اصفهان در شاهنامه

می‌گویند شاهنامه آخرش خوش است؛‌ اما اگر گذری به آخر آن انداخته باشید متوجه می‌شوید که اتفاقا پایان تلخی دارد و این پایان نه فقط به انتهای داستان شاهنامه و سرگذشت ایران، بلکه به سرنوشت خود حکیم فردوسی هم مربوط می‌شود؛ از آن جهت که محمود غزنوی آن‌طور که شایسته فردوسی و اثرش بود، از آن‌ها حمایت نکرد. اما حسن انوری در «فرهنگ امثال سخن» درباره اینکه چرا این ضرب‌المثل این‌قدر رواج داشته است می‌گوید: «این ضرب‌المثل اشاره طنزآمیز به کاری دارد که برخلاف انتظار شخص پیش می‌رود و پایان خوشایندی ندارد. در واقع در این کتاب این ضرب‌المثل به‌عنوان یک جمله معکوس درباره یک ماجرا با پایان ناخوشایند به کار می‌رود.»

می‌گویند شاهنامه آخرش خوش است؛‌ اما اگر گذری به آخر آن انداخته باشید متوجه می‌شوید که اتفاقا پایان تلخی دارد و این پایان نه فقط به انتهای داستان شاهنامه و سرگذشت ایران، بلکه به سرنوشت خود حکیم فردوسی هم مربوط می‌شود؛ از آن جهت که محمود غزنوی آن‌طور که شایسته فردوسی و اثرش بود، از آن‌ها حمایت نکرد. اما حسن انوری در «فرهنگ امثال سخن» درباره اینکه چرا این ضرب‌المثل این‌قدر رواج داشته است می‌گوید: «این ضرب‌المثل اشاره طنزآمیز به کاری دارد که برخلاف انتظار شخص پیش می‌رود و پایان خوشایندی ندارد. در واقع در این کتاب این ضرب‌المثل به‌عنوان یک جمله معکوس درباره یک ماجرا با پایان ناخوشایند به کار می‌رود.»

 اما پایان شاهنامه از جهت دیگری هم حائز اهمیت است: فردوسی در اثرش به تاریخ دقیق پایان سرایش شاهنامه اشاره می‌کند و از این جهت این تاریخ به بزرگداشت این اثر سترگ تبدیل شده است. هنگامی که فردوسی شاهنامه را با سرگذشت یزدگرد سوم و فرجام کار ساسانیان به پایان می‌برد، ابیاتی را ذکر کرده و از معدود کسانی که در روزهای تنگدستی و دشواری، به او کمک کرده بودند یاد می‌کند. سپس اشاره‌ای به روزگار محمود غزنوی کرده و بعد تاریخ پایان‌یافتن منظومه شصت هزار بیتی‌اش را یادآوری می‌کند و اینگونه دفتر شاهنامه را می‌بندد:
سرآمد کنون قصه یزدگرد
                                                                            به ماه سپندارمذ روز آرد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
                                                                      به نام جهان داور کردگار
بر اساس این بیت‌ها می‌توان چنین استنباط کرد که شاهنامه در 25 اسفند سال 388 خورشیدی (400 قمری و 1010 میلادی) به پایان رسیده است. در گاه‌شماری ایرانی، بیست و پنجمین روز هر ماه، آرد نامیده می‌شود و پنج هشتاد بار که فردوسی به آن اشاره می‌کند، به معنای چهارصد است.
در این گاه‌شماری هر یک از سی روز ماه نام ویژه‌ای داشت که نام 12 ماه سال مانند اردیبهشت، امرداد و سپندارمذ نیز در میان آن‌هاست. سپندارمذ همان اسفندماه است و روز آرد به معنای خوشبختی نیز روز 25 از گاه‌شماری ایران باستان به شمار می‌آید که در آن روز، سرایش شاهنامه به پایان رسیده است.
بنابراین،‌ هرساله این روز را به پاسداشت این اثر حماسی و شاهکار ادبی جهان اختصاص داده‌اند. به همین مناسبت،‌ در صفحه فرهنگ و هنر روزنامه اصفهان زیبا به بررسی ارتباط میان شاهنامه و اصفهان پرداختیم تا ببینیم در این اثر سترگ، کجا به اصفهان اشاره شده است. منابعی که هم از آن استفاده کردیم، به جز شاهنامه فردوسی تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق، کتاب فرهنگ جغرافیای تاریخی شاهنامه تألیف مهدی سیدی فرخد است.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *