آنچه در این مجال قصد تحریرش را دارم نه اغراق در ویژگیهای فردی دکتر فریدون اللهیاری و نه مبالغه در جایگاه علمی و اجتماعی ایشان، بلکه برشمردن صفات و پاسداشت از فرهیخته ایست که شاید در گرماگرم سیاستزدگیهای این سالها جز آخرین نسلهایی است که مسئولیت اجتماعی و دغدغههای فردیاش را و برآورده کردن نیاز نسلهای بعد از خودش را نه در ساحت امور آلوده به سیاست که در فعالیتهای فرهنگی میدید و میکوشید دامن این حوزه را از آلودگیهای سیاست به معنای نزاعهای معمول و فاقد ارزش بپالاید تا خاک غنی نسل جدید را با آفتاب فرهنگ بپرورد و میراثی را ماندگار کند تا ما امروز به پاسبانی آن ببالیم.
دکتر فریدون اللهیاری خود را جزء مکتب و گفتمانی میدانست که در دوران اصلاحات در سپهر فرهنگی و نه سیاسی جامعه، مجال شنیدهشدن یافت و راه رشد و بالندگی دانشجویان به طور اخص و عموم طبقه جوان را به طور اعم در هدفگذاری فرهنگی، تشکل سازی، رفع موانع و نیل به اهداف گفتمان مبتنی بر احترام متقابل میدانست و در این راه از هیچ کوششی دریغ نداشت. در سالهای 82 تا 84 با قبول مسئولیت مدیریت فرهنگی دانشگاه اصفهان و با مجموعه تشکلهایی که مدیر موفق قبلی از خود به یادگار گذاشته بود، فرصت افزایش مشارکت دانشجویان را در امور فرهنگی دانشگاه اصفهان ایجاد و تا روز آخر آن را دنبال کرد. به حرفهای از سر دغدغه دانشجویان گاه تا ساعتها گوش میداد به همه ما که از کمبودها و فشارهای مختلف به کانونهای فرهنگی دانشگاه اصفهان گاه تا مرز استعفا پیش میرفتیم دوستانه و نه از جایگاه استاد و مدیر روحیه مضاعف و راهحل میداد.
