زخم کاری» تا اینجا پرتماشاگرترین سریال شبکه نمایش خانگی در سال 1400 است. سریالی که تلاش کرده تا به لایههای کمتر پرداختهشده سریالسازی در ایران ورود کرده و ذهن مخاطب ایرانی دوستدار درامهای مافیایی رازآلود را مشوش کند. گرچه یکی از امتیازهای سریال نیز تجمیع این مؤلفهها در یکدیگر است. یعنی سریالی که هم تم خانوادگی و زناشویی قدرتمندی دارد، هم نکتههایی برای مخاطبان آثار مافیایی و دوستداران آلکاپونبازی داشته باشد، هم رگههایی از عشق و خیانت در خود ببیند و هم نقدی بر جامعه روز کشور باشد.
«زخم کاری» حداقل به صورت ظاهری تلاش کرده تا پرداختی صریح نسبت به هر یک از این مؤلفهها داشته و بهاینترتیب، با رعایت برخی فاکتورهای ظاهری نظیر بهرهمندی از بازیگران چهره، طیف گستردهای از مخاطبان را با خود همراه کند.
زیرکی مهدویان، در طبقهبندی این اصول، بهخوبی تجمیع شد و دادههای ابتدایی توانستند در این سریال دور هم جمع شوند. اما پرسش اصلی این است که این دادهها با چه میزان از قدرت و صلابت توانستند میراثدار ژانر و هویت خود باشند؟ گرچه سریال با همین الگو و ریتم ظاهرسازانه هم توانسته بهخوبی رگخواب مخاطب را در دست گرفته و میزان رضایتمندی از خود را نیز بالا ببرد. زیرکی کارگردان (که نویسنده سریال نیز هست) در همین تجمیع عادی خلاصه نشد. او داستانی را به تأثر از «مکبث» انتخاب کرد که بهتنهایی نمیتوانست جذابیتهایی را برای مخاطبش داشته باشد؛ کما اینکه در همین صنعت فیلم و سریالسازی کشورمان نیز دهها اثر به تأسی از این شاهکار شکسپیر ساخته شدند؛ اما نتوانستند مقارنه مناسب و درخوری با شرایط روز داشته و به همین دلیل چندان به چشم نیامدند. به همین دلایل، «زخم کاری» حداقل در ظاهر توانسته آن تفاخر و هیبت خود را حفظ کرده و به محبوبترین سریال این ماههای شبکه نمایش خانگی تبدیل شود.
