نگاهی بی‌هوا به ازدواج از منظر مدیران خاکی

مینوخانم آه بلندی کشید و گفت: «مادر خدابیامرزم همیشه می‌گفت…؛» بعد نگاه کرد به نگار خانم و منــتظر ماند تا خــدابیامرزی‌گــفتنــش را بشـــنود. 

مینوخانم آه بلندی کشید و گفت: «مادر خدابیامرزم همیشه می‌گفت…؛» بعد نگاه کرد به نگار خانم و منــتظر ماند تا خــدابیامرزی‌گــفتنــش را بشـــنود. 

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *