میتوان گفت اینگونه از روایت که آدمها (و بهخصوص شهدا) را پایین بیاورند و خاکی و زمینی کنند تا قابلدرک و وصول برای مخاطب معمولی باشند، از حاتمیکیا شروع شد و با مهدویان، بهخصوص در فیلم «ایستاده در غبار» اوج گرفت.
از فیلم لذت بردم. به نظرم این مهمترین اتفاقی است که برای یک فیلم میافتد و همه حرفهای دیگر حاشیه هستند. فیلم از آنهایی نیست که یک مشت سکوت به شما نشان دهد و انتظار داشته باشد عمق معنوی یک آدم را درک کنید؛ اما سینمای دفاع مقدس هم نیست. به نظر میآید نوعِ روایت و قصهگویی با زمانه مدرن ما همسانسازی شده است. لحن آدمهای آن دوران و آن فضای عاطفی و معنوی نیست؛ لحن ماست. بد هم نیست، جذاب است، قابللمس است.
