روز جهانی زنان شاغل! روزی که تبریک خاصی برایش در نظر نمیگیرند اما فرصت مناسبی است برای تازیدن به مسئله اشتغال زنان به ویژه از دیدگاه سنتی ومردسالارانه. خوشبختانه یا متأسفانه تکلیف زنان در این دیدگاه معلوم یا نیمه معلوم است. مشکل اصلی در بینش نیمهسنتی و روبهمدرن مردان امروزی است. مردانی که در ذهن خود زن را کدبانوی تمام عیار خانه میدانند اما دلشان برای داشتن اسپانسرهای مالی هم غنج میرود. دوگانگی عجیب، دوستداشتنی و تفکیکنشدنی را تجربه میکنند.
بالاخره بوی قورمه سبزی با طعم ریال بیشتر به دل مینشیند و کم از کباب شیشلیک ندارد! زندگی زنان شاغل نه آنقدر بیدغدغه است که در دسته زنان مرفه و بیدردی قرار بگیرند که با خیال راحت خرج کنند و نه آنقدر گرفتارند که فرصتی برای رسیدگی به خود نداشته باشند. به یمن حضور مداوم و مستمر در جامعه نیازمند رسیدگی معقول و منطقی به ظاهر خود و خانه هستند اما گاهی در این میان دچار افراط و تفریط میشوند و این عدم تعادل دارای بازتابهای فراوانی میشود. زنان نیز همچون مردان در نقش کاری خود فرو میروند و درگیریهای کاری را با خود به منزل میآورند. از نظر عرفی برای مردان این امر موجه است که فریادهای خستگی خود را در خانه سر دهند اما اگر زنی خستگی و ناراحتی خود را در خانه بیان کند به گناهی نابخشودنی از نظر دیگران مرتکب شده و بلافاصله با سکوت باید جبران کند. در محیطهای کاری به واسطه سپری کردن زمان طولانی همکاران با یکدیگر روابط صمیمانه بیشتری شکل میگیرید؛ بهگونهای که ممکن است همکاران بیش از خانواده در جریان زندگیها باشند و حتی گاهی این روابط با جنس مخالف باشد که در صورت عدم رعایت حریمهای شخصی به تنگناها و رسوایی اخلاقی کشیده میشود. برای همین برخی از افراد دیدگاه مناسبی به همکاران غیرهمجنس خود ندارند.
